تودههای مردم عرب - به خصوص مصریها - در هفتة اول ماه دسامبر، موجی از تظاهرات خشمآلود را علیه "قطعنامة 181" به راه انداختند كه "اتحادیة عرب" را به واكنش عملی وادار كرد. روز 8 دسامبر سال 1947 اجلاس ویژة اتحادیة عرب در قاهره افتتاح شد. پس از 9 روز مذاكره در این اجلاس مقرر شد: "ده هزار قبضه تفنگ و سه هزار داوطلب، به همراه یك میلیون پوند در اختیار "كمیتة نظامی - فنی" قرار داده شود."
در ابتدای ژانویة سال 1948، "عبدالقادر الحسینی" فرماندة افسانهای "سازمان جهاد مقدس" پس از ده سال، مخفیانه وارد "بیتالمقدس" شد تا یگانهای جهادی را برای مبارزه علیه انگلیسیها و صهیونیستها سازماندهی كند. همزمان "كمیتة نظامی - فنی" (وابسته به "اتحادیة عرب") یك نیروی نظامی از داوطلبان عرب را تشكیل داده و فرماندهی آن را به "فوزی القاوقچی" واگذار میكند.
اولین ستون نیروهای داوطلب عرب، تحت عنوان "سپاه نجات فلسطین" در هشتم ژانویة سال 1947 در بخشهای تحت نفوذ اعراب در فلسطین استقرار یافت اما نظر به این كه عملاً "كمیتة عالی عرب" رهبری اعراب فلسطینی را برعهده داشت، در حقیقت این "سازمان جهاد مقدس" بود كه "ارتش فلسطین" محسوب میشد كه شامل بیش از 3000 رزمندة مسلمان فلسطینی می شد و فرماندة آن در میان فلسطینیان محبوبیتی اسطورهای داشت.
این نیروها تا پایان ماه مارس سال 1948 اهداف "آژانس یهود" و "صهیونیستها" را در همه جای فلسطین مورد حمله قرار دادند. از سوی دیگر "هاگانا" كه به عنوان ارتش رسمی صهیونیستها، از مدتها پیش عملیات خود را علیه اعراب آغاز كرده بود، تنها یك روز پس از تصویب "قطعنامة 181"، تمامی یهودیان 17 تا 25 ساله را به خدمت نظامی فراخواند. در حالی كه فرستادگان"هاگانا" برای یك معاملة هنگفت اسلحه با "چكسلواكی" به توافق رسیده بودند، وزارت امور خارجة آمریكا در 5 دسامبر، اعمال تحریم تسلیحاتی علیه فلسطین و كشورهای عربی را اعلام كرد. در همین ایام "ایرگون" كه حدود سه سال، تمامی انرژی خود را مصروف فرسوده كردن "حكومت قیمومیت" كرده بود، بار دیگر حملات خود را بر روی مسلمانان فلسطینی متمركز كرد. به این ترتیب، نبرد سختی میان رزمندگان و مردم فلسطین با "هاگانا" و "ایرگون" آغاز شد و حدود 5 ماه، تا روز 14 مه سال 1948، ادامه یافت.
*خیانت در جبهه مسلمانان
در جریان این جنگ نابرابر، صهیونیستها مجهز به سلاحهای جدید و پیشرفتهای بودند كه به هیچ وجه در اختیار رزمندگان مسلمان عرب قرار نداشت. در مقابل، بزرگترین و فعالترین تشكیلات مسلّح فلسطین یعنی "ارتش جهاد مقدس" به شدت از كمبود سلاح و آموزش رنج میبرد، تا جایی كه فرماندة این ارتش، "عبدالقادر الحسینی" دو روز پیش از آخرین نبرد خود، به یكی از رؤسای "اتحادیة عرب" كه به دلیل اختلافات خود با "كمیتة عالی عرب"، از تحویل سلاح به "سازمان جهاد مقدس" خودداری میكرد گفت : "شما خائن هستید، شما جنایتكار هستید، تاریخ گواهی خواهد داد كه شما فلسطین را از بین بردید." وی این گلایه خود را خطاب به رییس اتحادیه عرب در قاهره به صورت مكتوب نیز ثبت كرد تا تاریخ در باره حقیقت آن چه در فلسطین گذشته است قضاوت كند.این دستخط تاریخی سردار نام آور مجاهدان فلسطینی كه غالبا مورد غفلت عامدانه ای از سوی مورخین عرب واقع می شود سندی ست غیر قابل انكار از خیانت خانمان براندازی كه در ورای شعارهای پرحرارت سران عربی پنهان شده بود.متن این نوشته كوتاه كه در كاغذ سربرگ دار و رسمی "سازمان جهاد مقدس" نوشته شده و تاریخ نگارش آن مربوط به یك روز پیش از شهادت "عبدالقادر الحسینی" می باشد بدین قرار است:
تذكر آقای دبیر كل اتحادیه عرب در قاهره
یقینا اینجانب مسوولیت بدون كمك و سلاح رها كردن نظامیان خود را ، آن هم دراوج پیروزی هایشان متوجه شما می دانم.
نوشته شده توسط تهیه کننده و مدیر وبلاگ محمود صادق در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387 ساعت 20:32 موضوع فلسطین در سال صفر | لینک ثابت
مرکز اطلاع رسانی فلسطین: مطبوعات لبنان ضمن استقبال از
هوشمندی و تدبیر حزب الله لبنان و رهبر آن خاطرنشان كرده اندكه
اسرائیل از صداقت و اعتبار نصرالله می ترسد و نگران آنست كه وی
اطلاعات دیگری راهم در اختیار داشته باشد و به همین دلیل اظهارات او
را رد نكرده است .
كابوس بزرگی كه « ایهود اولمرت » نخست وزیر رژیم صهیونیستی و
دستیارانش دچار آن شده اند روز به روز ابعاد تازه ای به خود می گیرد .
مسئله یكبار دیگر به جنگ 33 روزه بازمی گردد و بنظر می رسد كه
بدبختی های اولمرت و اطرافیانش در این زمینه تمامی ندارد . این بار نه
تنها ناتوانی سردرگمی و شكست اولمرت در جنگ 33 روزه مطرح است
بلكه صحبت از اینست كه ارتش صهیونیستی در جنگ 33 روزه حتی
نسبت به ساكنان فلسطین اشغالی و صهیونیست ها هم « پنهانكاری
» كرده و به فریبكاری متوسل شده است .
«
از روی رازی برداشته است كه صهیونیست ها برای بیش از یكسال
سعی كردند آنرا پنهان كنند و هیچ سخنی از آن بمیان نیاوردند نصرالله
می گوید كه جنازه تعدادی از كشته شدگان جنگ 33 روزه را در اختیار
دارد و می خواهد آنان را با اسرای لبنانی در بند رژیم صهیونیستی
مبادله كند. مقامات صهیونیستی اگرچه از انتشار این خبر و پیشنهاد
حزب الله شوكه شده اند ولی همچنان ترجیح داده اند كه در برابر این
افشاگری ساكت بمانند و چیزی نگویند كه حزب الله را تحریك كند و
برای افشاگریهای بیشتر وسوسه نماید .
رهبر آن خاطرنشان كرده اند كه اسرائیل از صداقت و اعتبار نصرالله می
ترسد و نگران آنست كه وی اطلاعات دیگری را هم در اختیار داشته
باشد و به همین دلیل اظهارات او را رد نكرده است .
طیف دشمنان حزب الله لبنان هم این صداقت و شجاعت وی مورد
اعتراف است . « ران شیفلر » نویسنده شهیر اسرائیلی معتقد است
نصرالله با این اظهارات سعی داشت اعصاب اسرائیلی ها را درهم بریزد
كه در این كارش نیز موفق شد. او می گوید : ما مزدوران حزب الله
نیستیم ولی فعلا داریم با ساز آنها می رقصیم . واقعیت اینست كه
حزب الله لبنان در خلال جنگ 33 روزه نه تنها آرایش جنگی اسرائیل را
درهم ریخت و افسانه شكست ناپذیری اسرائیل را باطل كرد بلكه حتی
كاخ پوشالی آرزوهای صهیونیست ها را نیز ویران كرد و به آنها فهماند
كه آینده ای ندارند و بنای حاكمیت اسرائیل از تارهای عنكبوت هم
لرزان تر است .
« موشه فیگلن » یكی از اعضای حزب افراطی « لیكود » در موضع گیری
نسبت به شخصیت سیدحسن نصرالله رهبر حزب الله لبنان و ارزیابی
صداقتش می گوید : البته كه همینطور است و مردم اسرائیل در جریان
جنگ 33 روزه دریافتند كه نصرالله از رهبران اسرائیلی راستگوتر است و
در عین حال این نكته را نیز فهمیدند كه اگر بخواهند به كسی اعتماد
كنند این شخص نصرالله است نه رهبران اسرائیل !اینها اظهارات لجوج
ترین و كینه توزترین دشمنان حزب الله است كه با اعترافات خود صداقت
رهبر حزب الله لبنان را به تصویر می كشند. البته « فیگلن » در این
مقوله تنها نیست بلكه سایر ناظران اسرائیلی هم در این زمینه با او
هم عقیده هستند. « موتی كرشنیوم » روزنامه نگار صهیونیست هم در
عین اعتراف به تندروی خود تصریح می كند كه باید ویژگیهای منحصر
بفرد و برجسته نصرالله را بپذیریم . او شخصیتی بسیار عمیق و متوازن
دارد عاقل و منطقی است و به تحولات پیرامونی قویا احاطه دارد و
مشخصا راستگو است . البته این اعترافات دشمن ذره ای از كینه و
خشم آنها نسبت به عامل ناكامی و شكست اسرائیل در جنگ 33 روزه
نمی كاهد ولی مسئله اینست كه سردمداران اسرائیلی اكنون نزد
افكار عمومی اسرائیل به « پنهانكاری » و عوام فریبی متهم شده اند و
در زیرفشار سنگین اعتراضات عمومی پاسخی برای این پرسش ندارند
كه چرا وجود چندین كشته در طول جنگ 33 روزه را از ساكنان فلسطین
اشغالی پنهان كرده اند و نیروهای ارتش صهیونیستی حتی پیكر آنها را
در صحنه بحال خود رها كرده و از صحنه گریخته اند .
به بهانه تلاش برای نجات 2 نظامی اسرائیلی كه اسیر حزب الله شده
بودند آغاز كردند ولی علیرغم تحمل تلفات سنگین كمترین موفقیتی در
نجات این 2 نظامی اسیر بدست نیاوردند . این درحالیست كه انگشت
اتهام بطور رسمی متوجه اولمرت شده است . گزارش رسمی كمیته
تحقیق پارلمان صهیونیستی نیز همانند كمیته تحقیق « وینوگراد » «
ایهود اولمرت » را به « بی كفایتی » « بلاتصمیمی » و اتخاذ تصمیمات
نادرست بی موقع و نامتناسب با شرایط زمانی و مكانی متهم كرده
است . بر این براساس اكنون احزاب رقیب و حتی برخی از هم حزبی
های اولمرت وی را برای استعفا تحت فشار قرار داده اند تا بلكه با روی
كارآمدن دولت جدید تحولی برای تقویت موقعیت متزلزل كنونی اسرائیل
ایجاد شود لكن اولمرت حاضر به كناره گیری داوطلبانه نیست مگر آنكه
برای استعفا تحت فشار روزافزون قرار گیرد. در چنین شرایطی
همكاران اولمرت سعی دارند با رجزخوانی به تقویت روحیه در هم
شكسته نظامیان مایوس اسرائیل بپردازند .
«
ارتش بویژه افسردگی حاكم بر سلسله مراتب فرماندهی ارتش
صهیونیستی را به چشم خود می بیند بیشتر از دیگران برای تقویت
روحیه و بازسازی روانی ارتش احساس نگرانی می كند و طی هفته
های اخیر با سخنان خود سعی دارد شكاف بزرگ در پیكره ساختار
دفاعی ارتش صهیونیستی ترمیم كند. وی در اظهارات خود بارها ادعا
كرده است كه اسرائیل در جنگ آینده پیروز خواهد شد. لكن مطبوعات
اسرائیل با انتقاد جدی از « باراك » وی را به فریبكاری و عوام فریبی
متهم كرده اند و تصریح می كنند كه شانسی برای ارتش اسرائیل در
یك جنگ احتمالی وجود ندارد .
جنگ آینده شكست می خورد . « كوبی نیف » در این مقاله با لحن
گزنده ای كه در تاریخ مطبوعات اسرائیل بیسابقه است وزیر جنگ
اسرائیل را با واژه های « كودن » و « تهی مغز » مخاطب قرار می دهد
وی می نویسد : « تو منظورت از این لاف زنی ها چیست در حالیكه تو
حتی قادر نیستی ساكنان « سدیروت » را از موشكهای فلسطینی در
امان نگهداری . بعلاوه نمی توانی یك اسیر نظامی را به خانه اش
بازگردانی . ما نمی توانیم پیروز شویم چون نمی دانیم جنگ آینده
چگونه است باید با چه كسانی بجنگیم در چه شرایطی آغاز می شود
و چگونه توسعه خواهد یافت در چنین شرایطی حتی ارتش آمریكا هم
شانس پیروزی ندارد. » اینها جملات تكاندهنده ای هستند كه این
روزها در مطبوعات صهیونیستی منعكس می شوند .
اسرائیل قرار می گیرند آیا اینها نشانه های فروپاشی قدرت در اسرائیل
نیست كه رسانه ها بجای تلاش برای روحیه دادن به ساكنان اسرائیل
« تیر خلاص » را شلیك می كنند در چنین شرایطی افشای وجود
اجساد چند نظامی اسرائیل در اختیار حزب الله به كابوس بزرگ اولمرت
و دستیارانش مبدل شده است و آنها را بی دفاع تراز گذشته در برابر
حملات رسانه ای و جنگ تبلیغاتی مخالفین قرار می دهد. تصادفی
نیست كه در طول یكسال اخیر میزان مهاجرت منفی در اسرائیل
افزایش یافته و تعداد فراریان از باصطلاح سرزمین موعود بسیار بیش از
افرادی است كه با فریبكاری صهیونیستها به فلسطین اشغالی
مهاجرت می كنند. چرا كه مهاجرین به سرزمینهای اشغالی با
تلخكامی احساس می كنند كه به « كیسه های شنی » مبدل شده
اند و رهبران شیاد و تهی مغز اسرائیل در پشت سر آنها سنگر گرفته
اند و با لاف زنی های فریبكارانه پیروزی در جنگ آینده را مژده می دهند
و حال آنكه زمان به زیان اسرائیل به پیش می رود و هیچگونه چشم
انداز روشنی برای رژیم اشغالگر قدس به چشم نمی خورد .
الله به كابوس بزرگ اولمرت و همفكرانش مبدل شده است و آنها را
بیدفاع تر از گذشته در برابر حملات رسانه ای و تبلیغاتی مخالفان خود
قرار می دهد
واقعیت اینست كه حزب الله در جنگ 33 روزه نه تنها آرایش جنگی
اسرائیل را درهم ریخت و افسانه شكست ناپذیری رژیم صهیونیستی را
باطل كرد بلكه به رهبران اسرائیل و صهیونیست ها فهماند كه بنای
حاكمیت آنها از تارهای عنكبوت هم لرزان تر است
اكنون سردمداران رژیم صهیونیستی نزد افكار عمومی اسرائیل به پنهان
كاری و عوام فریبی متهم شده اند و پاسخی برای این پرسش كه چرا
در باره وجود شماری اجساد نظامیان خود نزد حزب الله هیچگونه اطلاع
رسانی نكرده اند ندارند
اسرائیل در جریان جنگ 33 روزه دریافتند كه نصرالله از رهبران اسرائیلی
راستگوتر است و در عین حال این نكته را نیز فهمیدند كه اگر بخواهند
به كسی اعتماد كنند این شخص نصرالله است نه رهبران اسرائیل !
نوشته شده توسط تهیه کننده و مدیر وبلاگ محمود صادق در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 ساعت 2:52 موضوع كابوس بزرگ « اولمرت» ! | لینک ثابت
"جرج بوش" رئیس جمهور آمریکا اخیرا به منظور شرکت در جشن های
شصتمین سالگرد تاسیس رژیم اشغالگر قدس بر روی ویرانه های
منازل ملت مظلوم فلسطین به فلسطین اشغالی سفر کرد و تعدادی از
پایتخت های کشورهای عربی نیز خود را برای استقبال از بوش
جنایتکار آماده کردند تا به منظور ابراز نوکری خود برای آمریکایی ها و
شخص بوش جشن تاسیس کشور دوست خود "اسرائیل" را هر چه
باشکوهتر برگزار کنند و شاید هم با در دست گرفتن شمشیرهای
عربی با وی به رقص درآمده و جام "خیانت" و "پستی" را به سلامتی
وی نوش کنند.
از سوی دیگر، تشکیلات خودگردان فلسطین در رام الله از اعتقاد
"کورکورانه" خود به پاکی و عدالت رئیس جمهور آمریکا و قدرت فوق
العاده وی برای تشکیل کشور مستقل فلسطینی برای فلسطینیان و یا
حداقل به رسمیت شناختن این کشور پس از گذشت 60 سال خبر داده
است.
اما همزمان با این مسائل، گروه های مقاومت فلسطین در اقدامی
کاملآ متفاوت، در حالی که بوش مشغول عرض تبریک به مقامات
صهیونیستی به مناسبت شصتمین سالگرد تاسیس این رژیم و تاکید بر
خدمت صادقانه مقامات و شهروندان آمریکا و دیگر هم پیمانان این
کشور به رژیم صهیونیستی بود، شهرک صهیونیست نشین عسقلان را
هدف یک فروند موشک دست ساز قرار دادند تا شهرک نشینان
صهیونیست مانند گوسفندان فراری از چنگال شیر، به منظور حفظ جان
خود به پناهگاه ها هجوم ببرند و مهمتر از آن لرزه بر اندام رئیس جمهور
آمریکا بیاندازند.
این حمله موشکی، رعب و وحشت زیادی در میان شهرک نشینان
صهیونیست ایجاد کرد و باعث کشته و زخمی شدن دهها نفر و نیز
ویرانی کامل چندین ساختمان شد و علاوه بر این، باعث ابتلای تعداد
زیادی از شهرک نشینان صهیونیست به بیماریهای روانی و انتقال آنها
به بیمارستان ها و تیمارستان ها شد.
پیام این موشک به فرماندهان ارتش صهیونیستی که دائما نوار غزه را
تهدید به حمله گسترده نظامی می کنند این است که مقاومت راه حل
بهتری برای رویارویی با حماقت ارتش صهیونیستی دارد و این
موشک اولین و آخرین موشک فلسطینی ها نخواهد بود.
اما پیام مهمتر این حمله موشکی، پیامی سیاسی و متوجه رئیس
جمهور آمریکا بود و به او اعلام کرد که اقدام رژیم صهیونیستی در کشتار
و اخراج فلسطینیان از سرزمین شان و تخریب اراضی و مصادره دارایی
های آنها، و از سوی دیگر، اعلام حمایت بی قید و شرط آمریکا از رژیم
صهیونیستی در مقابل ملت بی دفاع فلسطین، بدین معنا نیست که
ملت فلسطین به منظور در امان ماندن از حملات بالگردها و موشک
های آمریکایی بیرق سفید را به نشانه تسلیم بالا خواهند برد، به ویژه
این که تجربه ثابت كرده كه ملت صبور فلسطین هیچ گاه تحت تاثیر
تهدیدات و هشدارهای دشمنان خود قرار نمی گیرد، بلكه این ملت
شجاع همواره در خط مقدم آزادی خواهان جهان قرار خواهد گرفت و
این ملت های آزادیخواه دیر یا زود آمریكای جهان خوار را شكست
خواهند داد و این احتمال پس از شکست همپیمانان آمریكا در
فلسطین، عراق، سودان و لبنان شدت بیشتری به خود گرفته است.
بوش باید این مساله را به یاد داشته باشد که ملت های بیدار هیچگاه
جنایت های آمریكا در كشورهای عربی و اسلامی را فراموش نخواهند
کرد و مهمتر از آن، عمر حکومت های نامشروع ساعتی بیش نیست و
این حكومت های حق و مشروع هستند که تا ابد الدهر استوار باقی
خواهد ماند.
نوشته شده توسط تهیه کننده و مدیر وبلاگ محمود صادق در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 ساعت 2:26 موضوع سیلی محکم مقاومت بر صورت بوش! | لینک ثابت
|
فريب و خيانت، انحراف اخلاقی در تورات و تلمود |
|
مهم و مفيد می نمايد اگر با رفتار و اخلاق يهوديان از طريق خلق و خويشان که در نصوص توراتی آمده، آشنا شويم. يهوديان می پندارند که ملت برگزيده و مقدسی هستند که يهوه آنان را برای خود انتخاب کرده تا اينکه ملتش، ملتی خاص و او پروردگارشان باشد. يقيناً چنين تئوری تنگ نظرانه دارای پايه های اصولی است که يهوديان در نظريه برتری جويانه خود به آن استناد می جويند. اين انديشه امت های ديگر را به پيروی از رفتار يهود، انديشه دينی و مدنی آنها وادار می کند تا اينکه خود الگو و نمونه آنها باشند. مانند ارزشهای اخلاقی، ديد انسانی، تلاش، تعامل، برادری و اتحاد، ديد باز نسبت به آفاق حقيقت، تسامح، آزادی، عدالت و مساوات. الگو و نمونه هميشه بايد دارای خصايص مثبت و متمايزی باشد تا او را شايسته ترقی و استعلا گرداند. شايان ذکر است که اسوه و نمونه هميشه ديد باز، روحی تسامح گرا و روانی والا دارد که به همکاری، تسامح و برادری دعوت می کند. چگونه می توانيم، قبول کنيم که يهوديان نطفه مقدس و ملت برگزيده ا ی هستند که “رب الجنود“، آنها را به عنوان ملت خاص خود انتخاب کرده است، به اين اعتبار که يهوديان تنها ملتی هستند که شايسته برتری و استعلا هستند و کليه ملتها بايد در خدمت آنها بوده و آنها را عبادت کنند و لو اينکه به نابودی خود آنها بيانجامد. در فصل اول و دوم مسائل مربوط به خوی ستيزه جويانه و نژادپرستانه يهود که نصوص تورات بر آنها به عنوان خلاصه دين يهود و جوهره آن تأکيد می ورزد، آمده است و نهايت بسته بودن، تعصب، ستيزه جوی و نژاد پرستی آنها را با استناد به اين نصوص توضيح داده ام. در اين فصل با استناد به نصوص تورات، آنچه را که از نشانه های فريب و خيانت و انحراف اخلاقی ملت برگزيده و مقدس خدا آمده، عرضه می کنم، اينها خلق و خوی اجداد يهوديان امروزی هستند که اجمالاً الگو و مرجع اساسی آنان در زندگی دينی و مدنی شان می باشند. رهبران کنونی رژيم صهيونيستی به خلق و خوی شمشون و جدعون و داود و فرزندان يعقوب (بر اساس آنچه در کتابهای تحريف شده آنها درباره اين افراد آمده است) را به گمان اينکه آنها نمايندگان گذشتگان هستند استناد می کنند و آن را پيش روی خود ساخته اند و اعمال و کارهای آنان را قهرمانانه و بزرگ منشانه می نامند که اقتدا به رفتار اين اشخاص (گذشتگان) ضروری است. عليرغم خوی ناخوشايند و منفی يهود که بيانگر انحراف اخلاقی، فريب، خيانت، ستيزه جوی و نژادپرستی شرم آور است و در تاريخ آمده اما اين عمل يهوديان بازخوانی تاريخ است. هر کسی نگاهی بر اسفار تورات بياندازد به اين نتيجه می رسد که، فريب، خيانت و انحراف اخلاقی از اصول و ارزشهای اسلاف يهوديان امروز است، اين اصول در انديشه دينی يهود اساسی و جوهری است. يهوديت بر مبنای بيم و واهمه از ديگران، برتری جوی، ستيزه جويی و نژاد پرستی شکل گرفته است. اين خلق و خوی حتماً بايد روح يهوديی را با صفاتی چون فريب، خيانت و انحراف اخلاقی متصف گرداند، که در نتيجه يهوی حق دارد سرقت کند... اما نه از يهودی ديگر بلکه از افراد غير خودی و کارهای ديگر چون زنا، قتل، فريب و خيانت و غيره می تواند انجام دهد (بدين معنی که می توانند با غير خودی چنين کارهای انجام دهند). يهوديان با چنين ديد تنگ نظرانه با ديگران برخورد می کنند، اين اصول درانديشه دينی يهود جوهری و اساسی هستند که در کتاب تورات و تلمود تدوين شده است و امروزه در مدارس رژيم صهيونيستی و همچنين در مدارس مخصوص يهوديان در اماکن اقامتی آنها در کشورهای جهان تدريس می شود. کودکان يهودی با چنين انديشه های تربيت می شوند و اينگونه اخلاق آنها با افکار نابرابری، ستيزه جويی، فريب، واهمه، برتری جويی و نژادپرستی رشد می کند. به همين خاطر ضروريست که بر نصوص تورات و لو به اختصار، نگاهی بياندازيم و در مورد خلق وخوی يهوديان که اسلاف آنان بر آن بوده اند و به عنوان روشی اساسی برای نسلهايشان در آمده است، سخن بگوييم. فريب و خيانت: در سفر پيدايش می خوانيم که يعقوب (اسرائيل) و فرزندانش هنگام بازگشت از “فدان آرام“ در منطقه “شکيم“ سکنی گزيدند. حاکم منطقه “يدعی حمور“ بود که متصف به اخلاق پسنديده، و روحيه انسانی بازی داشت. پسر ايشان “شکيم“ عاشق دختر يعقوب “دنيه“ شد. “حمور“او را برای پسرش خواستگاری کرده و گفت: پسرم شکيم عاشق دخترتان شده است. دخترتان را به همسری پسرم درآوريد و ما را به خويشاوندی خود قبول کنيد. با هم پيوند خويشاوندی برقرار کنيم، با ما زندگی کنيد و اين سرزمين نيز از آن شماست. در آن به زندگی و تجارت بپردازيد و می توانيد از آن بخريد و مالک شويد. “سپس شکيم به پدر و برادران دختر گفت: دست از سرم برداريد، خير و برکت را از چشمهای شما می بينم. چيزی را که بخواهيد به شما می دهم و هر چه دلتان می خواهد مهريه را بيشتر کنيد، که من پرداخت می کنم و هر چه را بخواهيد به شما می بخشم اما اين دختر را به من بدهيد.“ بنی اسرائيل اين پيوند خويشاوندی را بی حرمتی به خود قلمداد کردند. زيرا دين يهود اجازه اختلاط با ديگر ملتها را نمی دهد و پيوند خويشاوندی هم نوعی اختلاط است که يهوديان هرگز آن را نمی پذيرند. به خاطر اين که آنان در اين سرزمين غريب و تعدادشان کم بود توانايی روياروی با اهالی شکيم را نداشتند تا به آنها حمله کرده و از چنين پيوند خويشاوندی ممانعت کنند. به همين خاطر چاره ا ی جز فريب و خيانت برای رهايی از اين پيوند نداشتند و از پاک سرشتی و شجاعت حمور حاکم منطقه و فرزندش شکيم سوء استفاده کردند. فرزندان يعقوب چاره ا ی انديشيدند که عبارت بود از موافقت ظاهری با اين پيوند به شرط اينکه حمور و فرزندش “شکيم“ و کليه اهالی شکيم ختنه شوند. در اين باره در تورات می خوانيم:“ فرزندان يعقوب به شکيم و پدرش “حمور“ با حيله خاصی جواب مثبت دادند به آنها گفتند که ما نمی توانيم دخترمان را به پسری که ختنه نشده بدهيم. اگر مانند ما که ختنه هستيم، افراد ذکور شما ختنه شدند دختر به شما می دهيم و از شما می گيريم. حمور و فرزندش با اين شرط موافقت کردند بی خبر از اينکه اين نوعی حيله و دسيسه برای فريب دادن آنها و کليه اهالی شکيم است. در اين خصوص در تورات می خوانيم: سخن آنان به مذاق حمور و فرزندش خوش آمد. و پسرش در انجام اين شرط درنگ نکرد. چرا که وی عاشق دختر يعقوب بود. شکيم سخاوتمندترين فرد خانواده پدرش بود. حمور و شکيم به جلو در شهر آمدند و برای اهالی شهر چنين گفتند: اينها قومی هستند که صلح طلب بوده و سر دشمنی با ما ندارند، پس در اين ديار ساکن شوند و در آن به داد وستد بپردازند. اين سرزمين پيشکش آنهاست و با هم پيوند خويشاوندی برقرار می کنيم و اکنون که ما در يک مکان زندگی می کنيم و مانند آنها خود را ختنه می کنيم، يک ملت واحدی خواهيم شد. |
نوشته شده توسط تهیه کننده و مدیر وبلاگ محمود صادق در شنبه یازدهم خرداد 1387 ساعت 19:27 موضوع فريب و خيانت | لینک ثابت
نوشته شده توسط تهیه کننده و مدیر وبلاگ محمود صادق در شنبه یازدهم خرداد 1387 ساعت 19:21 موضوع جوانان یهودی | لینک ثابت
کانال ده تلویزیون رژیم صهیونیستی پرده از الغای طرح سوء قصد به جان حسن نصرالله، دبیر کل حزب الله لبنان در جنوب بیروت خبر داد. به گزارش این منبع، این عملیات که قرار بود سه شنبه شب گذشته 29/4/2008 در حاشیه جنوبی بیروت انجام گیرد، ملغی اعلام شد ؛ زیرا دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی وابسته به حزب الله موفق شدند متن گفتگویی که میان دو افسر شرکت کننده در عملیات رد و بدل شده بود، را شنود نمایند.
در گزارش مذکور همچنین آمده است: «قرار بود که جنگنده های اف ـ 15 و اف ـ 16 اسرائیل مسئولیت حمله هوایی به محل استقرار حسن نصر الله را بر عهده گیرند و کشتی های جنگی اسرائیل موسوم به "دیبورا" نیز با آنان همکاری کنند.»
کانال ده تلویزیون رژیم صهیونیستی همچنین اعلام کرد: «بعد از آنکه حزب الله از طرح اسرائیل با خبر شد، به یک اقدام سریع امنیتی دست زد و تمامی تلفن های همراه فعالان حزب که در محل مورد هدف حضور داشتند، را بست ؛ زیرا موشک هایی که قرار بود در عملیات حمله به محل استقرار حسن نصر الله مورد استفاده قرار گیرد، محلی را رهگیری می کند که فرد صاحب تلفن همراه که شماره اش به حافظه موشک داده شده است، در آنجا مشغول صحبت کردن باشد."
شایان ذکر است که به دنبال فاش شدن طرح سوء قصد به جان دبیر کل مقاومت اسلامی لبنان، "ژنرال گابی اشکنازی" رئیس ستاد مشترک ارتش رژیم صهیونیستی با صدور فرمانی استفاده از تلفن همراه در هنگام انجام ماموریت را ممنوع اعلام نمود.
تغییر اوضاع منطقه با ترور حسن نصر الله
به اعتقاد منابع سیاسی، اگر عملیات ترور با موفقیت انجام می شد وضعیت در منطقه به شکل بی سابقه ای تغییر می کرد.
کانال ده تلویزیون رژیم صهیونیستی در گزارش خود خاطرنشان ساخت: "با وجود آنکه منابع نظامی از شخص مورد هدف در عملیات ترور نامی نبردند ؛ ولی بی هیچ گونه تردیدی می توان گفت که هدف از این عملیات دبیر کل حزب الله بوده است زیرا به دنبال تهدیدات اخیر حسن نصر الله مبنی بر پاسخگویی به ترور عماد مغنیه، فرمانده کل نیروهای این حزب شمار زیادی از اعضای کابینه اسرائیل خواستار ترور دبیر کل حزب الله شده بودند و چنین اقدامی را یک گام بازدارنده و تکمیل طرح ترور مغنیه می دانستند."
"ژنرال بن نون" فرمانده پیشین نیروی هوایی رژیم صهیونیستی نیز تاکید کرد: "ننگی که به خاطر شکست در جنگ لبنان بر پیشانی اسرائیل نقش بسته است، تنها با انجام یک عملیات بی نظیر علیه حزب الله پاک می شود ؛ زیرا چنین عملیاتی می تواند موازنه قدرت در منطقه را به همان شکل سابقش بازگرداند."
این چهره نظامی صهیونیست در ادامه افزود: "ترور حسن نصر الله یک مسئله ضروری و گریز ناپذیر می باشد و تنها با چنین اقدامی است که می توان قدرت بازدارندگی خود را در مقابله با حزب الله و کشورهای منطقه باز یافت."
بسترسازی برای حمله به ایران اسلامی
گزارش منابع آگاه صهیونیستی حکایت از آن دارد که طرح ترور حسن نصر الله در چارچوب طرح گسترده تری صورت می گیرد که هدف از آن بسترسازی برای اقدامات تل آویو و واشنگتن علیه ایران است.
به گفته منابع فوق الذکر، رژیم صهیونیستی این تصور را در ذهن دارد که در صورت حمله تل آویو یا واشنگتن به تاسیسات هسته ای ایران، این کشور در واکنش به چنین اقدامی از حزب الله کمک می گیرد.
منابع صهیونیستی در ادامه خاطرنشان ساختند: "چنین به نظر می رسد که مراکز تصمیم گیری در تل آویو تصمیم دارد تا حزب الله را به سمت درگیری سوق دهند تا قدرت این جنبش تا پیش از هر گونه حمله به تاسیسات هسته ای ایران پایان یابد."
مشارکت ولید جنبلاط در طرح ترور عماد مغنیه
کانال دوم تلویزیون رژیم صهیونیستی گزارش دارد که تیم امنیتی وابسته به "ولید جنبلاط" رهبر حزب کومونیست لبنان اطلاعاتی را در اختیار این رژیم گزارده است که به ارتش عبری در اجرای طرح ترور عماد مغنیه کمک می نموده است.
این منبع رسانه ای در ادامه افزود: "داستان محبت و عشق میان جنبلاط و اسرائیل به دیدارهایی باز می گردد که وی با چهره های دولتی، حزبی و امنیتی اسرائیلی در اروپا انجام داد."
نوشته شده توسط تهیه کننده و مدیر وبلاگ محمود صادق در جمعه دهم خرداد 1387 ساعت 3:45 موضوع ترور حسن نصر الله | لینک ثابت
تورات یعنی تعلیم و بشارت ، كتابی است آسمانی كه بر پیامبر عظیم الشان حضرت موسی علیه السلام نازل شده است .
ولی یهودیان ، این كتاب را تحریف كرده و خرافات وافسانه های زیادی درآن جای دادند ، بطوری كه امروز به صورت یك كتاب مضحك و عجیبی درآمده است .
نویسندگان تورات ، اشخاص مجهول الهویه و گمنامی هستند كه قرآن درباره آنها می فرماید : ォپس وای بر كسانی كه از پیش خود چیزی نوشته و به خدای متعال نسبت دهند تا به بهای اندك و متاع ناچیز دنیا بفروشند ، وای بر آنها از آن نوشته ها و آنچه از آن بدست آرند.(بقره 78(
خدا در نظر یهود
خداوند ، در كتاب مقدس یهود ، شكل عجیب و غریبی به خود گرفته است، مثلاً همانند انسان است(1) ، گیس و لباس دارد(2) ، دو پا دارد(3) ، مانند انسان راه می رود(4) ، از آسمان به زمین فرود آمده ، به هر كجا كه بخواهد می رود و جائی را برای سكونت و زندگی خویش مسكن قرار می دهد(5) ، آن قدر نادان است كه بدون نشانه نمی تواند خانه مؤمنان را از خانه كفار تشخیص دهد(6) و از خیلی چیزها بی خبر است(7 ) ، پیمان خود را میشكند(8) ، از كرده خویش پشیمان می شود (9)، گاهی غصه می خورد و بر كاری كه كرده است، اندوهگین می شود(10)، با انسان كشتی می گیرد(11) و در عین اینكه سه تا است ، یكی است، یعنی هم یگانه است و هم سه گانه(12) ، مار از او راستگوتر است(13) ، از آسمانها به زمین آمده، بین كلام مردم تفرقه می اندازد، چون از وحدت كلام آنها می ترسد(14) ،چیزی را می گوید و باز تغییر می دهد.(15 (
نوشته شده توسط تهیه کننده و مدیر وبلاگ محمود صادق در جمعه دهم خرداد 1387 ساعت 3:16 موضوع تورات و عهد عتیق | لینک ثابت
جمعي از خاخامهاي جنبش "يهوديان ضد صهيونيزم" با تأکيد بر اينکه تأسيس رژيم صهيونيستي مخالفت آشکار با تورات است خواستار نابودي اين رژيم شدند.
به گزارش خبرگزاري قدس(قدسنا) به نقل از منابع خبري، جمعي از يهوديان ضد صهيونيزم با شيخ يوسف قرضاوي رئيس اتحاديه جهاني علماي مسلمين در دوحه پايتخت قطر ديدار و اعلام کردند که مشکل درگيري در منطقه در صورت نابودي اسرائيل حل خواهد شد.
خاخام ديويد شلومو فيلدمن از انگليس گفت: «مسئله اي وجود دارد که ما را نگران مي کند و ما به مسلمانان و اعراب مي گوئيم که تروريسم و وحشي گري که در فلسطين انجام مي شود کاملا از دين يهود جداست و تنها مربوط به اقدامات صهيونيستهاست».
فيلدمن ابراز عقيده کرد که تأسيس اسرائيل باعث نفرت و دشمني عليه يهوديان در جهان شده است و جنبش ما با توسعه شهرکسازي و تجاوز عليه قدس مخالف است.
خاخام ديويد يسرائيل وايس از آمريکا و سخنگوي جنبش ياد شده نيز ضمن ستايش از مسلمانان گفت که آنها هرگز يهوديان را اذيت آزار نکرده و بلکه به دين و آداب و رسوم آنها احترام گذاشته اند.
وي گفت: صهيونيزم جنبش ظالم و تجاوزگري است که به حيات يهوديان ضربه مي زند و هرتزل نيز يک فرد متدين نبود و با سوء استفاده از جهل يهوديان آنان را متقاعد کرد که تنها راه خروج از تبعيدگاه خود نقض تورات است.
خاخام وايس افزود: هزاران يهودي در داخل اراضي اشغالي فلسطين هستند که در کنار هزاران يهودي ديگر جهان مخالف انديشه صهيونيزم هستند.
اين خاخام ضد صهيونيزم در ادامه گفت: رژيم صهيونيستي سخنگوي يهوديان نيست بلکه اين رژيم اسم اسرائيل را از ملت يهود به سرقت برده و همين امر موجب افزايش تنفر و دشمني عليه يهوديان در جهان شده است.
وايس گفت: « پايان تجاوزات و دشمني ها در خاورميانه در صورت نابودي رژيم صهيونيستي ميسر است اما کشورهاي بزرگي همچون آمريکا و انگليس نمي خواهند اين حقيقت را درک کنند».
وي با اشاره به فروپاشي شوروي سابق و نابودي نظام نژادپرست آفريقاي جنوبي گفت: سرنوشت اسرائيل نابودي است و «هرکس عليه تورات عمل کند هرگز موفق نخواهد شد»
خاخام وايس در پايان از سازمان ملل خواست که قربانيان ظلم صهيونيزم را زير چتر حمايتي خود درآورد.
منبع: خبرگذاري قدس
نوشته شده توسط تهیه کننده و مدیر وبلاگ محمود صادق در چهارشنبه هشتم خرداد 1387 ساعت 23:47 موضوع يهوديان ضدصهيونيزم نابودي اسرائيل عمل به تورات است | لینک ثابت
انواع جاسوسان اسرائیل و مأموریتهای آنها بر طبق ارزیابی اداره اطلاعات اسرائیل ما می توانیم جاسوسانی که به نفع اسرائیل فعالیت می کنند را اینگونه مشخص نماییم: نوع اول: جاسوسان عادی که میان عناصری چون کشاورزان و یا دیگر شهروندان عادی برگزیده می شوند اسن جاسوسان کسانی هستند که در قبال دریافت وجه اندکی به اطلاعات اسرائیل خدمت می نمایند. نوع دوم: اینها عناصری هستند که نقش مأمور دو جانبه را دارند این افراد یا مزدوران مخفی دستگاههای اطلاعاتی دیگر کشورها هستند و یا از یهودیان ساکن در کشورهای خود بوده و یا از عوامل حرفه ای در عملیات جاسوسی و یا قاچاق مواد مخدر می باشند و هدف از بکارگیری آنها این است که این افراد اطلاعات خود را در قبال حقوقهای مشخص ماهیانه به اطلاعات اسرائیل ارائه می نمایند که این امر برخی از اوقات بسیار دشوار است. نوع سوم: و آن بخش شخصیتهاست که مرکز و ارتباطات خاص خود را داراست. بکارگیری جاسوسان از میان اسرای جنگی پول ... غریزه های جنسی ... تهدید جهت افشای رسوائیهای فردی ... گرسنگی ... ابزارهائی هستند که اطلاعات اسرائیل از آنها جهت نفود در اسرای خود استفاده می نماید تا آنها را باتلاق خیانت کشیده و به هلاکت برساند ... خیانت به کشورشان. عملیات انتخاب فردی از میان اسراء که درآینده ، جاسوسی برای اسرائیل خواهد شد وقتی کامل می شود که این فرد کاندید، امتحانات روانی متعدد و مشکلی را پشت سر بگذارد به عنوان نمونه: الف- گشودن آتش بر روی گروهی از اسراء به طور ناگهانی و بدون هشدار قبلی ب- کشتن یکی از اسراء در مقابل همگی آنان جهت ترساندن آنها. ج- گشودن آتش بر اسراء از پشت سرشان و راههای دیگری نیز وجود دارد که مهم ترین آنها عبارتند از : 1. احضار نمودن اسیر به دفتری از دفاتر اطلاعات جهت پاسخگوئی که از وی خاسته می شود تا در مقابل بازجویان لباسهای خود را کاملا بیرون آورد، سپس وی را با یک دختری در یک اطاق قرار می دهند و با استفاده از دوربینهای مخفی عکسهائی از وضعیتهای مختلف می گیرند و در پایان این عکسها را به او عرضه می نمایند و تهدید می کنند که آنها را به همسر و یا نامزد و یا خانواده اش نشان خواهد داد. 2. اسیر به اطاق بازجوئی هدایت می گردد و افسر اطلاعات اسرائیل شروع به صحبت نموده و او را تحریک می نماید تا جائی که او را مجبور می کند به کشور عربی اش ناسزا بگوید و به شهروندان کشورش... در حالی که دستگا ههای ضبط هر کلمه ای را که اسیر ادا می کند ضبط می نماید و پس از جدا سازی گفته های بازجو از نوار ضبط شده آن به اسیر عرضه گشته و وی تهدید می شود که این نوار از طریق صلیب سرخ به کشورش ارسال و به فرمانده ارتش تحویل داده می شود. تحقیقات حاکی است که اداره اطلاعات اسرائیل پس از این که افراد مورد نظر خود را از میان اسراء برکزید به اقدامات ذیل توسل جسته که یکی پس از دیگری در خصوص اسیر جنگی اجراء می گردد: 1- عملیات شستشوی مغزی 2- خواب مغناطیسی و القاء روانی 3- استفاده از داروهای طبی و اثر گذار 4- به کارگیری دستگاه دروغ سنج 5- شکنجه بدنی در حالت شکنجه بدنی اسیر در یک سلول انفرادی تنگ زندانی کشته و در طول شبانه روز در زیر پرتوهای قوی الکتریسیته ای قرار می گیرد و گاهی با توده های هوای گرم و گاهی هوای سرد بدن زندانی را تحت تاثیر قرار می دهند و این فرد در حالی که بدنش کاملا برهنه می باشد به مدت 6 روز در همین حالت باقی می ماند.
نوشته شده توسط تهیه کننده و مدیر وبلاگ محمود صادق در چهارشنبه هشتم خرداد 1387 ساعت 22:57 موضوع انواع جاسوسان اسرائیل و مأموریتهای آنها | لینک ثابت
اکنون نزدیک بیست سال است که سلمان رشدی در نظر مسلمانان و دنیای اسلام طرد و رانده شده است. بنابراین اعطای لقب " سر" (sir ) و منصب شوالیه گری ( knighthood ) به وی از سوی دربار انگلیس چه معنایی می تواند داشته باشد ؟ طبق عرف انگلیس لقب " سر " و نشان " شوالیه گری" به کسانی اعطا می شود که کارها و خدمات برجسته و ارزشمندی برای دولت انگلیس انجام داده باشند. حال این سوال مطرح می شود که عباس عبدالبهاء امام اول بهائیان ( جانشین بهاءالله ) و سلمان رشدی هر دو چه خدمات برجسته ای برای انگلیس انجام داده بودند که از دیدگاه دربار انگلیس باید به عنوان خدمتگزار بزرگ دربار مورد ستایش و تقدیر قرار گیرند ؟
دولت انگلیس با چه انگیزه ای به نویسنده کتاب موهن آیات شیطانی که خشم و اعتراض نه تنها مسلمانان بلکه پیروان ادیان توحیدی را برانگیخت ، چنین القاب برجسته ای را اعطا میکند ؟ آیا تقدیر از توهین کننده به اسلام و پیامبر اکرم (ص) نشانه اسلام ستیزی دربار انگلیس نیست ؟
از آن طرف درحالیکه در بحبوحه جنگ جهانی اول ، قوای استعماری انگلیس در حال لگدکوب کردن دولت مسلمان عثمانی و تسخیر سرزمینهای فلسطینیان هستند تا مقدمات تاسیس دولت اسرائیل را فراهم کنند، چه اتفاقی افتاده که یک رهبر جامعه نه چندان گسترده بهائیت در آن زمان را شایسته دریافت لقب " سر" و نشان نایت هود می نماید.

نوشته شده توسط تهیه کننده و مدیر وبلاگ محمود صادق در شنبه چهارم خرداد 1387 ساعت 20:53 موضوع وجه تشابه سر عبدالبهاء و سر سلمان رشدی در چیست | لینک ثابت
چگونگی و اهداف تشکیل اسرائیل با نگرشی به تاریخ گذشته و حال در می یابیم که بین یهود و ارزشهای والای انسانی همچون صلح و پایبندی به عهد ، فاصله زیادی وجود دارد . و همین امر آنان را منفور همه ملل جهان قرار داده است . (تئودور هرتزل) 1860 – 1904 ، بنیانگذار جنبش صهیونیسم جدید، یک روزنامه نگار یهودی و متولد اتریش است. او در زمان خود ، دید که یهودیان در اروپا جایی ندارند ، و به تبلیغ این مسأله پرداخت که باید یک وطن یهودی برای آنها به پا شود. نخستین کنفرانس صهیونیستی به ریاست او در سال 1897 در شهر (بازل) در سویس تشکیل شد، و در آغاز جنگ جهانی دوم ، انگلستان پشتیبانی خود را از صهیونیسم آشکار ساخت و فلسطین ، به عنوان وطن یهودیان انتخاب و این مسأله در سال 1917 وعده بالفور گنجانده شد. پس از جنگ جهانی دوم ،در سراسر جهان بر سر مسأله ایجاد وطن ویژه برای یهودیان بی وطن بیشتر تأکید شد، و با تصمیم سازمان ملل، دولت اسرائیل تشکیل شد و فلسطین ، به دو منطقه عربی و یهودی تقسیم و بیت المقدس را نیز یک منطقه بین المللی و غیر وابسته به طرفین اعلام کردنند واین کار در 29/11/1947 به پایان رسید. در 14/5/1948 تولد شوم دولتی به نام اسرائیل اعلام شد و پایتخت آن را تل آویو اعلام کردند. شمار یهودیانی که پیش از جنگ جهانی دوم در فلسطین می زیستند 85000 نفر یعنی 10% جمعیت این کشور بود، و به هنگام شروع این جنگ به 416000 نفر رسید و شمار شهرکهای یهودی نشین از 79 به 200، افزایش یافت. خطر صهیونیزم خطر صهیونیزم تنها به فلسطین و همسایگانش منتهی نشده بلکه خطری فراگیرتر است و صرفاً شامل کسانی که در داخل اسرائیل با آنان مصالحه نموده اند، نگشته بلکه متوجه عموم مسلمانان و حتی غیر مسلمانان نیز می شود. خلاصه برخی خطرات که از جانب آنان جامعه جهانی را تهدید می کند عبارت از : 1- تسلط بر تجارت و اقتصاد جهانی 2- ترویج فساد و فحشاء 3- توزیع مواد مخدر 4- انتشار ایدز انشار ایدز: جهارمین خطری که از جانب صهیونیزم ، جهان را تهدید می کنند انتشار ایدز است . آنان عهده دار شیوع این بیماری خطرناک در جهان هستند آنان تحت عناوینی همچون گردشگری (توریست) و مانند آن ، به رواج این بیماری بین مردم جهان خصوصاً بین مسلمانان می پردازند. این پدیده ، در همه کشورهای که مرزهای خود را برای گردش گری اسرائیلیان گشوده اند به روشنی به چشم می خورد . بدین سان که آنان دختران جوان مبتلا به ایدز خود را با عنوان گردشگری به کشورهای اسلامی فرستاده و به نام گردش و آشنایی ، به شیوع این بیماری هولناک بین پسران جوان مسلمان می پردازند و این بیماری از طریق آنان به دختران جوان مسلمان نیز سرایت می کند. مجله لبنانی (الشراع) در شماره 797 ، به تاریخ 1997 نوشت: مصر که باب گردش گری را به روی یهود گشوده است تنی چند از روسپی های اسرائیلی پس از اثبات داشتن روابط نامشروع با جوانان مصری که همه آنان به بیماری ایدز مبتلا شده اند ; دستگیر شدند . همچنین حکم اخراج صدها دختر صهیونیست که تعمد آنان در انتشار بیماریهای مانند ایدز و غیره آن ، در بین جوانان مصری به اثبات رسیده است صادر شد. فلسطین تنها هدف صهیونیزم جهت تشکیل دولت در آن نبوده بلکه هدف اصلی ، برپائی دولتی بود با حاکمیت یهود که از نیل تا فرات را در برگیرد و به همین علت است که هرتزل در خاطراتش می گوید: مساحت (دولت یهود ) از رودخانه مصر (نیل) تا فرات است و ادامه می دهد: وجود یک دوره انتقالی جهت تثبیت تشکیلات ما که در آن یک یهودی حاکم باشد ضروری است و این زمانی است که نسبت سکنه یهودی به سی درصد برسد تا بتوان خواست سیاسی یهود را لازم الاجرا دانست. از میان مبلغین صهیونیزم یک فرد آلمانی – آمریکائی به نام دیفیس ترتیش را می بینیم کسی که از سال 1895 پرچم طرح "فلسطین بزرگ" را به دوش می کشید ویهودیان را جهت اقامت در قبرس ، سینا و فلسطین و کشورهای همجوار آنها فرا می خواند و این صهیونیست معتقد بود که سرزمین فلسطین " منطقه ای است در بین النهرین که نفت در آن استخراج شده و تنها سرزمین فلسطین نیست " و ویژگیهای سرزمین فلسطین ( سرزمین موعود ) را این چنین بیان می دارد: این سرزمین از سینا تا لبنان و سوریه و اردن به اضافه بخش شرقی جزیره قبرس با مساحتی حدود 320 هزار کیلومتر مربع را در بر می گیرد. این در حالی است که اینها به دنبال منطقه ای وسیع تر یعنی تا سواحل اسکندرون واضنه هستند.
نوشته شده توسط تهیه کننده و مدیر وبلاگ محمود صادق در پنجشنبه دوم خرداد 1387 ساعت 1:46 موضوع چگونگی و اهداف تشکیل اسرائیل | لینک ثابت
نویسنده: رابرت فیسك
«لیلا ال آریان» كارمند یكی از دفاتر انتشاراتی من در نیویورك است. همین اواخر، هنگامی كه او قصد ترك دفتر را داشت با ناراحتی به من گفت، به سختی می توانم با پدرم تماس بگیرم. «سامی ال آریان» پدر لیلا در زندان «كارولینای شمالی» حبس شده و فقط می تواند تعداد محدودی تماس تلفنی، آن هم تحت نظارت زندان، با اقوام خود داشته باشد.سامی 49 سال دارد. وی 60 روز در اعتراض به ظلمی كه دولت آمریكا به او روا داشته بود اعتصاب كرد. این حركت سامی اگر چه موفق نشد وجدان به خواب رفته روزنامه نگاران آمریكایی را بیدار كند، اما عدالت را در این كشور زیر سؤال برد.با این همه، زنده باد «جان ساگ»، روزنامه نگار شهر «تامپا» فلوریدا و «الكساندر كاكبرن» از «كانتر پانچ» كه اعتصاب غذای سامی را چندین بار گزارش كردند.والدین سامی ال آریان فلسطینی هستند، اما او در كویت متولد شد. وی یكی از استادان برجسته كامپیوتر در دانشگاه فلوریدای جنوبی بود كه تلاش كرد تراژدی واقعی عرب های فلسطینی را ترسیم كند؛ اما تلاش هایش چندان ثمر نداشت
نوشته شده توسط تهیه کننده و مدیر وبلاگ محمود صادق در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386 ساعت 2:22 موضوع حقیقت آزادی بیان در آمریكا | لینک ثابت
درباره وبلاگ
باشد آیا که ببینم رخ زیبای ترا یا مهدی
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
اظهارات شجاعانه یک نويسنده يهود درباره صهیونیسم
اسرائيل در باتلاق فساد و تباهی فرو رفته است
تلمود یا آیه های جنون یهود )
صهیونیست ها قاتلان کودکان
پديده عروسك باربي
معادله جنگ
تسلط فرهنگي صهيونيسم بر سینمای جهان
آينده تاريک "اسرائيل"
سازمان اطلاعات نظامی رژيم صهيونيستی
سرنوشت مزدوری که "تاريخ مصرفش گذشت"!
اهداف و انگيزه های دشمن از بازداشت رئيس پارلمان فل
صهيونيسم مسيحی يا صهيونيسم آمريکايی؟
اژدها و دم و بچه اش!
یهودی نازی!
"به كدامين گناه كشته شد"
صهیونیزم مورد نفرت یهودیان
تقلب در تمدن: راهکارهای صهيونيستی برای فرار
محافظت از سایتهای تاریخی یهودیان
جنگ در انديشه نظامي اسرائيل
مظلوميت مسلمانان در اروپا تحت الشعاع اجلاس برلين
سگهاي شارون براي شکار بيرون آمده اند!؟
تهديد هسته اي رژيم صهيونيستي
صهیونیزم مسیحی
جنایت صبرا و شتیلا، محصول مشترک آمریکا و اسراییل
نا بودی غده سرطانی
تحریف تفکر مهدویت
يهودی از قربانی تا ..............
روایت مصور جنایات آدمکشان اسراییلی (قانا)
ماجرای هولوکاست
گوشه ای از جنایات صهیون ها
حقیقت آزادی بیان در آمریكا
چگونگی و اهداف تشکیل اسرائیل
انواع جاسوسان اسرائیل و مأموریتهای آنها
وجه تشابه سر عبدالبهاء و سر سلمان رشدی در چیست
يهوديان ضدصهيونيزم نابودي اسرائيل عمل به تورات است
تورات و عهد عتیق
ترور حسن نصر الله
جوانان یهودی
فريب و خيانت
سیلی محکم مقاومت بر صورت بوش!
كابوس بزرگ « اولمرت» !
فلسطین در سال صفر
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY