با سمه تعا لی
بعد از گذشت سالها از امضای پیمان صلح بین رژیم صهیونیستی و مصر، مراکز مطالعات خاورمیانهای آمریکا معتقدند که این پیمان در هر دو طرف، فاقد آثار مورد نظر بوده است. چندی پیش موسسه آمریکایی مطالعات ویژه پیرامون وسایل رسانهای، همایشی تحت عنوان "ایستادگی صلح و عوامل روانشناسی آن" را برگزار نمود که در آن جمعی از کارشناسان از کشورهای آمریکا، مصر و رژیم صهیونیستی شرکت داشتند و به بحث پیرامون مقاومت ملی در برابر صلح و بررسی عوامل استمرار این مقاومت و نیز طرق رفع آن پرداختند. ضرورت خط دهی به فرهنگ عمومی و سپس گرایش دادن به افکار عمومی به سمت سازش از جمله نتایج این همایش بود.
صهیونیستها معتقدند: یهود ملت برگزیده خداست و بقیه ابنا بشر برای خدمت به آنان آفریده شدهاند پس یهود حق دارد هرکس را بخواهد، نابود کندصهیونیستها با تجلیل از برخی نقاط بارز فرهنگ عربی سعی در رفع برخی موانع فرهنگی فیمابین برای جلوگیری از شدت حساسیت افکار مسلمانان نسبت به این رژیم دارند
کارشناسان رژیم صهیونیستی و آمریکایی بدین نتیجه رسیدهاند که برای رفع مشکل لازم است مبارزه با مسلمانان را از جبهههای نظامی و سیاسی به جبههای دیگر منتقل نمایند و آن جبهه، جایی نیست جز جبهه فرهنگی که با تلاش جهت محاصره فرهنگ اسلامی آغاز میشود و سپس به تغییر این فرهنگ و تبدیل آن به یک فرهنگ وارداتی میانجامد. با این فرهنگ جدید استقرار نظام جدید جهانی در منطقه خاورمیانه ممکن میشود. آنچه به این تغییر فرهنگی و تثبیت این فرآیند کمک میکند وجود دو عامل مهم است:
۱) حضور آمریکا در منطقه به جهت وارد آوردن فشار به دولتهای اسلامی
۲) حالت سازشپذیری که بعضی از روسای کشورهای اسلامی از خود نشان میدهند.
از طریق این ۲ عامل، برنامهایی که صهیونیستها برای تغییر فرهنگ اسلامی تدارک دیدهاند به اجرا در میآید و این برنامه را میتوان به صورت ذیل خلاصه کرد:
۱) تلاش در جهت سلطه بر وسائل تبلیغی و رسانهای جهان و گسترش نفوذ بر شبکههای خبری و تلویزیونی و ایستگاههای ماهوارهای به واسطه این تسلط، استیلا بر اذهان و افکار ملتها حاصل میشود و به دنبال آن آنچه را که میخواهند در فرهنگ عمومی جوامع در افکار جهانی تزریق کرده و آنچه را که مطلوب آنان نیست حذف مینمایند.
۲) برپایی سمینارها و کنفرانسهای متعدد، جهت گفتگو پیرامون مساله سازش، فعالیت در راستای شکلدهی مطالعات و مباحث مربوط به این موضوع.
۳) قرار دادن بودجهای هنگفت به جهت پوشش طرح صلح و اختصاص مبلغ زیادی از این بودجه در راستای تاسیس موسسهها و مراکز آکادمیک فعال در خاورمیانه برای تثبیت و تبلیغ دیدگاههای مورد نظر سرمایهگذاران آمریکایی و اسرائیلی. شیمون پرز در یکی از دیدارهایش اعلام کرده است: ۴۰ درصد بودجه اسرائیل جهت امور فرهنگی و بحثهای علمی تخصیص یافته است و اضافه کرد: هنگامی که زمان صلح نزدیک شود، بایستی این درصد افزایش یابد. [۱]
۴) گسترش روابط با اهالی فرهنگ در جهان عرب و عالم اسلام، فراهم نمودن کلیه زمینهها جهت انجام ملاقاتها و افتتاح شبکههای تلویزیونی بهطور مشترک با آنان، جهت برپایی «گردهماییهای فرهنگی» یا «ارتباطات منطقهای»، و کارهای دیگر از این دست.
۵) توسعه صنعت توریسم در اسرائیل و تلاش جهت شکلگیری آن بهطوری که زمینهای جهت آشنایی گردشگران و توریستها با فرهنگ صهیونیستی فراهم شود و در مقابل برپایی تورهای مسافرتی جهت دیدار گردشگران اسرائیلی از مناطق سیاحتی ممالک عربی و اسلامی و نفوذ آنان در آن مناطق اسلامی به بهانههای مختلف.
از روشهای مهمی که صهیونیستها در برنامه نفوذ فرهنگی از آن بهره میگیرند استفاده از رسانههای عربی و اسلامی است که در خلال آن این رژیم در عادیسازی روابط خود با کشورهای عربی و اسلامی و کم نمودن خصومت و حساسیت مسلمانان نسبت به صهیونیستهای غاصب دارد. در این میان برخی از مدیران رسانههای عربی، از خود پلی جهت تحقق طرح عادیسازی، ساختهاند و این بهخاطر روابط مشکوک آنان با صهیونیستها و یا ناشی از فقدان فهم صحیح آنان است.
طی سالهای گذشته، بعضی از شبکههای تلویزیونی مستقیما اقدام به برپایی ملاقات و مصاحبه با نخست وزیران رژیم صهیونیستی نموده و آن را بهطور مستقیم از سوی ایستگاههای تلویزیونی خود پخش نمودند، بهعلاوه با انتشار مصاحبههای جذاب با شخص نخستوزیر اسرائیل از برخی خطوط قرمز پا را فراتر نهادند، مانند آنچه که روزنامه الحیات چاپ لبنان و یا روزنامه الشرق چاپ قطر در مصاحبه با اسحاق رابین انجام دادند و نیز کسانی که این روزنامهها را به جهت ابتکار صحیحشان، شایسته تمجید دانستند. [۲]
دامنه مساله از آنچه که گفته شد گستردهتر است، یکی از نخبگان فرهنگی عرب اقدام به برگزاری نشستهای دوستی با اهالی فرهنگ اسرائیل نموده است. از جمله این سمینارها، سمیناری است که در ماه نیسان سال ۱۹۹۶ میلادی برگزار شد که در آن ۳ تن از نویسندگان مصری، یعنی لطفی الخویی، احمد عبدالحلیم و تحسین بشیر و نیز ۱۴ نفر از صهیونیستها که همه آنان دارای مناصب حساس دیپلماسی در اسرائیل بودند حضور داشتند و به بحث درباره ارتباط فرهنگی بین اعراب و صهیونیستها پرداختند. [۳]
مورد دیگر، همایشی بود که توسط سازمان یونسکو در روزهای ۱۹ الی ۲۱ ماه ایلول سال ۱۹۹۴ میلادی در تونس برگزار شد و در آن همایش، نویسنده معروف صهیونیستی، سامی میخائیل حضور داشت و در کنار او، گروهی از نویسندگان عرب که همواره پیرامون نقش صهیونیستها در نهضت جهان عرب مطالبی نوشتهاند نیز حضور داشتند. افرادی چون طاهربن جلون، امیل حبیبی، طیب صالح، الیاس خوری، صلاح ستیته، کمال ابودیب، محمد براده، یونس بنیس، توفیق بکار، جمال الغیطانی، صنعالله ابراهیم و مالک علوله. [۴]
یک مورد دیگر اقدام روزنامهنگاران بدون مرز در برپایی سمینار آزاد به مناسبت سالگرد امضای پیمان صلح بین سازمان آزادیبخش فلسطین و رژیم صهیونیستی در روزهای ۲۵ تا ۲۷ ماه کانون دوم، در ۱۹۹۴ میلادی بود که تحت عنوان «روزنامهها و صلح» برگزار شد. در این سمینار برخی از روزنامهنگاران مصری، اردنی، لبنانی، اسرائیلی و جمعی از نمایندگان روزنامههای اروپایی حضور داشتند و کار خود را با صدور بیانیهای به پایان رساندند که در این بیانیه به موارد زیر اشاره شده بود:
الف) صلح تنها راهحل برای آینده خاورمیانه!
ب) ضرورت رخنه کردن طرح صلح در میان جوامع عربی و اسلامی و تبلور آن بهعنوان امری اجتنابناپذیر
ج) حمایت مردمی جهت آغاز طرح صلح
د) تلاش مشترک در راه از بین بردن رکود و ناکامی در این عرصه
ه) راهاندازی مراکز اطلاعرسانی در منطقه خاورمیانه برای تبادل اخبار و آگاهیها.
از روشهایی که صهیونیستها در جهت حربه فرهنگی خود از آن استفاده میکنند، تجلیل از برخی نقاط بارز فرهنگی جهان عرب است. هدف از این کار برطرف نمودن برخی موانع فرهنگی فیمابین است تا از شدت حساسیت موجود نزد افکار عمومی مسلمانان نسبت به رژیم صهیونیستی بهعنوان غدهای سرطانی در منطقه کاسته شود. بهعنوان مثال در زیر چند مورد از فعالیتهای این رژیم در این زمینه را مشاهده میکنید:
۱) مراسم بزرگداشت جبران خلیل جبران، ادیب معروف عرب، که در سفارت اسرائیل برگزار گردید که در این مراسم گفتگوهای زیادی پیرامون این شاعر، شعرها و کتابها و فعالیتهای ادبی او صورت گرفت. [۵]
۲) فراهم کردن امکان سفرهای فرهنگی به اسرائیل، برای نویسندگان عرب و اجرای برنامههای عربی در تلآویو با همکاری مشترک وزارت اطلاعرسانی مصر و وزارت فرهنگ اسرائیل.
۳) افتتاح تعدادی قهوهخانه به روش عربی در نقاط مختلف اروپا توسط صهیونیستها و پذیرایی از میهمانان و مشتریان در این قهوهخانهها، با خوراکیهای عربی.
تاسیس مراکز فرهنگی که به امور سیاسی میپردازند از مهمترین عناصر جهت فعالیت صهیونیستها در مبارزه با اسلام بهشمار میآید زیرا اینگونه مراکز در آمادهسازی شرایط لازم جهت دستیابی صهیونیستها به اهداف خود نقش بسزایی دارد.
مجله «المجتمع» چاپ کویت، گزارش حساسی از آمار تعداد موسسات و مراکز فکری را منتشر نمود که تعداد آنها در سالهای اخیر بهشدت افزایش یافته است. این مراکز بهطور مستقیم و یا غیرمستقیم با اسرائیل مرتبط هستند و هدف همه آنها ایجاد روابط و ارتباطات فرهنگی بین صهیونیستها و اعراب است و اکثر این مراکز بعد از پیمان مادرید در سال ۱۹۹۱ میلادی ایجاد شدهاند.
از مهمترین و خطرناکترین این موسسهها در این عرصه موسسهای است تحت عنوان: «اقدام برای صلح و همکاری در خاورمیانه: «گفتگو پیرامون زمینههای مشترک» که تعداد زیادی از افراد سیاسی معروف آمریکا مانند آلفرد اسرتون که فعلا منصب ریاست موسسه را برعهده دارد، هارولد ساندرز، فیستر کروکور، ریچارد مورفی، دورف ناخم (جانشین سابق قائم مقام وزیر دفاع آمریکا) و ۲۵ نفر دیگر از اسرائیل و اعراب در آن عضو هستند. [۶] این گزارش بهطور واضح از طرحهای فرهنگی مشترک آمریکا و صهیونیستها با رویکرد تهاجم فرهنگی غرب بر ضد اسلام پرده برمیدارد.
اسرائیل در کنار مراکز مذکور به تاسیس مراکز آکادمیک تخصصی نیز اقدام کرده است که مقر برخی از آنها در قاهره است. یکی از این مراکز که ۱۹۸۴ میلادی تاسیس شده و فعالیتهایش را اوایل سال ۱۹۸۵ میلادی آغاز نموده و مهمترین وظیفهاش جاسوسی جهت شناسایی مجامع ادبی و فرهنگی و فکری و فنی و علمی ضد صهیونیستی است.
ضمنا این مرکز در فعالیتهای آکادمیک خود میکوشد مسائل پیشرو را دنبال کند: شناخت ریشههای فرهنگ فولکلور عربی و کوشش در شناخت راههای موثر برای ایجاد تغییر در آنها، تحقیق در باب مسائل مربوط به تعلیم و تربیت در کشورهای اسلامی، نظارت بر فعالیتهای علمی و فنی مسلمانان، کسب اطلاعات درباره ادبیات و نویسندگان عرب، طراحی راههای دوستی میان آنها و صهیونیستها. [۷]
براساس گزارش منتشر شده در روزنامه «الحیات»، سازمانی با عنوان «سازمان گفتگو میان یهودیان و اعراب در اروپا» (G.E.D.E.C) با حمایت سازمان ملل متحد در سال ۱۹۹۱ میلادی تاسیس شده است که بنا بر گفتههای خانم سائده نسیبه هدف از تاسیس آن برپایی روابط فرهنگی بین یهودیان و اعراب است. [۸]
دفتر مرکز فرهنگی آلمانی گوته در مصر نقشی مهم در اینباره، بازی میکند و به منزله پل اتصال میان رژیم صهیونیستی و جهان عرب عمل میکند. نویسنده مصری سلوی بکر، از فعالیتهای بارز این مرکز در عرصه نشر، نقاب برداشته است. این نویسنده اعلام کرد که بیشترین دعوتهای صورت گرفته از سوی این مرکز در خلال دعوتنامههایش، فراخوانی جهت تشکیل کنفرانس فرهنگی در سرزمینهای اشغالی است تا از این طریق مساله اشغال سرزمینهای مذکور به فراموش سپرده شود. [۹]
با وجود اقدامات بسیاری که از سوی مراکز غربی و صهیونیستی در جهت تهاجم علیه فرهنگ اسلامی صورت میگیرد، این رژیم در تحقق اهداف خود با موانع و مشکلات پیچیدهای روبهرو است که میتوان اهم این موانع را بهصورت زیر خلاصه نمود:
۱) مشکلات عقیدتی یهودیان و آرمانهای صهیونیستی که از ابتدای تشکیل این رژیم به ترویج آنها پرداخته شده است: از عقاید صهیونیستها این است که یهود، ملت برگزیده خداست و بقیه ابناء بشر صرفا برای خدمت به آنان آفریده شدهاند و به همین خاطر ملت یهود حق دارد هرکس را که راهش را سد کند، ذلیل و نابود کند، به قتل برساند و اموال آن را غارت کرده و منازلشان را نابود سازند.
در تورات تحریف شده آورده است که دولت اسرائیل، حکومتی است دارای مرزهای مقدس که خداوند از زمان نازل نمودن ناموس اعظم بر موسی (ع) آن را مشخص نموده است و این مرزها به زعم آنان از نیل تا فرات است: «و اعطا کردیم به تو و به نسل بعد از تو سرزمین بیگانهات، همه سرزمین کنعان را» و همچنین آمده است: «در این روز خداوند با ابراهیم گفت: به نسل تو اعطا کردم این سرزمین را از نهر مصر تا نهر بزرگ». [۱۰]
این تفکر نژادپرستانه و استیلاطلبانه در فرهنگ صهیونیستی سبب شده که همواره در ارتباط برقرار کردن با دیگران دچار مشکل شوند و امکان زندگی صلحآمیز با دیگران را از دست بدهند. این طرز تفکر برهم زیستی مسالمتآمیز میان خود یهودیان نیز تاثیر منفی گذاشته است. در میان آنها فرقهای وجود دارد به نام «اشکناز» که ریشه اصلی آن از مناطق اروپایی و منطقه شمالی خزر است. این فرقه خود را نژادی برتر از فرقه دیگر میدانند و آنها را «سفاردیوم» مینامند که متمایل به اصول شرقی یهودیان هستند و همین تلقی یک نوع تنازع داخلی را سبب شده است.
اگر به عقاید دینی یهودیان صهیونیست توجه کنیم، میبینیم که مشکلات عدیدهای برای پذیرش حق دیگران در آن وجود دارد. اساس حقوق بشر با اصول عقیدتی صهیونیستی در تضاد است، همچنین با اصول حق ملتها در تعیین سرنوشتشان در تناقض است، در حالی که قتل عام دیگران و بهکارگیری زبان قساوت و ترور و تبعید جزء لاینفک از فرهنگ آنها به شمار میآید. [۱۱]
دلایلی دال بر ابراز انزجار جامعه بینالملل از خصایل نژادپرستانه رژیم صهیونیستی موجود است که از جمله آنها میتوان شناخته شدن صهیونیسم بعنوان یکی از انواع ایدئولوژیهای نژادپرستانه، از سوی مجمع عمومی سازمان ملل در تاریخ ۱۱/۱۱/۱۹۷۵ میلادی اشاره کرد. همچنین مجمع عمومی سازمان ملل متحد در قطعنامه ۱۹۰۴ «د.۱۸» که در نوامبر ۱۹۶۳ میلادی امضا شد آمده است: هر مکتبی که به تبعیضنژادی یا برتری نژادی مبادرت ورزد مکتبی خاطی از لحاظ علمی و مکتبی ظالم و خطرناک از لحاظ اجتماعی بهشمار میآید.
همچنین مجمع عمومی سازمان ملل در قطعنامه ۳۱۵۱ «د.۲۸» خود بهتاریخ دسامبر ۱۹۷۳ میلادی از اتحاد محکم میان نژادپرستی آفریقای جنوبی سابق و رژیم صهیونیستی اعلام انزجار نموده است.
سازمان وحدت آفریقا نیز در دوازهمین نشست عادی خود در «کمبالا» (آگوست ۱۹۷۵ میلادی) از این مساله اعلام انزجار کرده و تاکید کرده است: «نظام نژادپرستی حاکم در فلسطین اشغالی و نظامیان نژادپرست حاکم بر زیمبابوه (رژیم تحت ریاست یان اسمیت) و آفریقای جنوبی «رژیم آپارتاید» دارای اساس مشترک استعماری هستند و یک نظام واحد را تشکیل میدهند. [۱۲]
2ـ روزنامه «الشرق» چاپ کشور قطر، ۲۹/۴/۱۹۹۴
3ـ منتشر شده در روزنامه «الحیات» چاپ لبنان، ۲۰/۴/۱۹۹۶4ـ روزنامه «النهار»، ۱/۱۰/۱۹۹۴
5ـ روزنامه «نداءالوطن» ۴/۱۰/۱۹۹۴6ـ مجله «المجتمع» چاپ کویت، شماره ۹۹، ۱۰/۵/۱۹۹۴
7ـ منبع مذکور در شماره (۶)8ـ روزنامه «الحیات» چاپ لبنان در تاریخ ۱۱/۶/۱۹۹۴
9ـ روزنامه «نداءالوطن» ۴/۱۰/۱۹۹۴، در ضمن سلسله گزارشات خانم هدی الهجر جادی از قاهره آن را ذکر کرده است.10ـ تورات، سفر تکوین
11ـ کتاب «نژادپرستی صهیونیستی و نحوه مقابله با آن» نوشته خلیل حسرنه از کشور لیبی12ـ منبع مذکور در شماره (۱۱) صص ۷۱ و ۷۲
نوشته شده توسط تهیه کننده و مدیر وبلاگ محمود صادق در جمعه پنجم آبان 1385 ساعت 3:12 موضوع تقلب در تمدن: راهکارهای صهيونيستی برای فرار | لینک ثابت
( با سمه تعالی )
آلمان و آمریکا طی امضا قراردادی بهمنظور حفظ میراث فرهنگی اقلیتهای مذهبی از سایتهای تاریخی یهود محافظت میکنند. آمریکا علت این اقدام را جبران قصور آمریکا در جلوگیری از نابودی اقلیتها توسط نازیها در جنگ جهانی دوم بیان داشته است و آلمانیها این عمل را برای ابراز بیزاری از اقدامات نازیها انجام میدهند که نشان از القای احساس گناه بهدلیل قصور یا کوتاهی بهعنوان یکی از مولفههای حمایت از صهیونیسم توسط آلمان و آمریکا دارد.
به گزارش آژانس یهود (۲۹/۲/۱۳۸۲-۱۹/۵/۲۰۰۳) آمریکا و آلمان با امضاى قراردادى از سایتهاى تاریخ مربوط به هولوکاست محافظت میکنند. در بیانیه مشترک صادر شده بر تعهد طرفین به حفظ میراث فرهنگى اقلیتهاى مذهبى اشاره شده است.
نوشته شده توسط تهیه کننده و مدیر وبلاگ محمود صادق در جمعه پنجم آبان 1385 ساعت 3:4 موضوع محافظت از سایتهای تاریخی یهودیان | لینک ثابت
به نظر مي رسد که مقامات سياسي و نظامي "اسرائيل" ميان دو مقوله سياست و امنيت تمايز قائل شده و بيشترين اولويت را به مقوله هاي امنيتي و نظامي اختصاص مي دهند و مقوله سياست در درجه دوم اهميت قرار دارد. يکي از مهم ترين انديشه هاي حاکم بر جامعه صهيونيستي اين است که هيچ نوع تعارض منطقي ميان به کارگيري عملي از نيروي نظامي و ي در فکر به کارگرفتن آن وجود ندارد و فاکتورهاي امنيتي با توجه به نظر و ديدگاه صهيونيست ها مقدم تر از فاکتورها و مسائل سياسي هستند و ادامه حيات "اسرائيل" با توسل به قدرت خاص آن بسيار مهم تر از سازش مسالمت آميز با کشورهاي عربي به شمار مي رود.
در ماجراي منازعه عربي و "اسرائيلي" هميشه ترازوي قدرت و توان نظامي به سمت "اسرائيل" سنگيني کرده و مي کند و هر دو طرف اين منازعه به اين نابرابري قدرت اعتراف دارند، البته پيچيدگي مساله عدم توازن قدرت به حدي است که ابعاد استراتژيک آن را نمي توان به سادگي سنجيد.
اگر نگاهي به فعاليت هاي نظامي "اسرائيل" بيافکنيم، به اين نتيجه مي رسيم که "اسرائيل" از نظر حجم و نوع سلاح هايي که در اختيار دارد، بر تمامي همسايه هاي عرب خود برتري دارد و علاوه بر اين از سلاح اتمي برخوردار است که درباره اهميت آن بايد گفت اين سلاح در نهايت به عنوان يک عنصر تعيين کننده در چالش "اسرائيل" با ديگر کشورهاست؛ از همين رو، با نظر به گرايش هاي تهاجمي غالب بر تفکر نظامي صهيونيست ها و همچنين وجود شکاف عظيم و رو به گسترش در توازن قدرت نظامي ميان دو طرف و بي نتيجه ماندن تلاش ها براي رفع اين شکاف، باعث شده است که آغازگر جنگ مستقيما اسرائيل باشد.
در همين راستا دکتر محمد قدري سعيد برخي از چارچوب هاي کلي فعاليت هاي تسليحاتي "اسرائيل" را اين گونه بر مي شمارد:
1ـ "اسرائيل" و ايالات متحده از سال 1979 با امضاي توافق نامه مربوط به همکاري هاي استراتژيک در زمينه مسائل دفاعي که بعدها و در 14 دسامبر سال 1987 توسط اسحاق رابين به مدت ده سال تمديد شد، روابط تنگاتنگي در زمينه تسليحاتي با هم برقرار کردند.
توافق نامه 1979 اين اجازه را به "اسرائيل" و نهادهاي پژوهشي و صنعتي اش مي داد که از وضعيت نظامي مشابه کشورهاي عضو پيمان ناتو برخوردار باشد و بتواند تکنولوژي هاي جديد را منتقل کرده و در برنامه هاي پژوهشي نظامي نيز مشارکت داشته باشند.
توافق نامه نظامي مذکور سود فراواني را براي طرف "اسرائيلي" داشت و "اسرائيل" توانست از تجربيات آمريکا در زمينه هاي جنگ الکترونيکي، توليد مهمات، موشک هاي ضد تانک و همچنين کلاهک هاي موشکي قابل هدايت با اشعه ما دون قرمز استفاده کند.
2ـ از ديگر مسائل مهم و شايان توجه، بايد به برتري جهاني "اسرائيل" در زمينه توليد و پيشرفته سازي هواپيماهاي بدون خلبان اشاره کرد. در حال حاضر زرادخانه هاي "اسرائيل" انواع مختلفي از اين هواپيماها را توليد مي کنند که برخي از آنها فاصله کمتر و برخي فاصله زيادتري ( تا 100 کيلومتر ) را طي مي کنند.
هواپيماهاي بدون خلبان براي عمليات شناسايي و همچنين تعيين هدف به کار مي رود، ضمن آنکه مي توان از آن براي هدف قرار دادن برخي مواضع طرف مقابل استفاده کرد.
گفتني است که رژيم صهيونيستي، از انواع مختلف هواپيماهاي بدون خلبان خود (ماستيو، مازلات و بايونر) در شناسايي سايت هاي موشکي سوريه در دشت "بقاع" استفاده کرد و هواپيماهاي بدون خلبان "اسکات" اين رژيم موفق شدند که به صورت مستقيم تصاوير نتايج حمله هوايي ارتش "اسرائيل" به سايت هاي موشکي سوريه را به تل آويو ارسال کنند. ضمنا در حال حاضر دولت عبري در تلاش است که انواع جديدتري از اين هواپيماها را توليد کند که از حجم کوچک تر و قيمت پايين تري برخوردار باشد.
3ـ از ديگر فعاليت هاي تسليحاتي "اسرائيل" نيز بايد از پيشرفته سازي جنگنده بمب افکن "لاوي" ياد کرد. صهيونيست ها به کمک اين طرح توانستند بسياري از تجربيات پيشرفته تکنولوژيکي آمريکا در زمينه مسائل الکترونيکي، رايانه اي و همچنين مهندسي پرواز را به خدمت بگيرند و به طور کلي باعث افزايش سطح کيفي طرح هاي تسليحاتي خود شوند.
طرح پيشرفته سازي هواپيماي "لاوي" يکي از بزرگ ترين طرح هاي تسليحاتي صهيونيست ها به شمار مي رود.
هنگامي که طرح مذکور در سال 1980 آغاز شد، هدف اصلي آن ساخت هواپيمايي بود که با خواسته هاي تاکتيکي و نظامي "اسرائيل" در دهه 90 همخواني داشته باشد و در آن از تجارب جنگي اکتبر 1973 "اسرائيل" نيز استفاده شود. ضمنا از ديگر اهدافي که "اسرائيل" از اجراي طرح مذکور دنبال مي کرد، ايجاد يک پايگاه پيشرفته صنعتي بود که مي توانست ضامن حفظ برتري اسرائيل در زمينه تکنولوژي جديد باشد.
گفتني است که تل آويو با وجود آنکه تکنولوژي طراحي هواپيما را در اختيار داشت، ولي اجراي طرح پيشرفته سازي هوايپماها مستلزم مشارکت حدود 80 شرکت آمريکايي و وارد کردن تجهيزات هواپيمايي بود. طرح مذکور 2/2 ميليارد دلار هزينه برداشت که ايالات متحده 8/1 ميليارد دلار آن را پرداخت کرد، ولي اين طرح ـ پس از بحث و جدل هاي فراوان در دولت عبري ـ به خاطر مسائل اقتصادي به مرحله اجرا نرسيد.
4ـ توجه فراوان "اسرائيل" به توليد کلاهک هاي جنگي از جمله کلاهک هاي انفجاري ـ ارتعاشي با توان تخريبي بسيار بالا و همچنين کلاهک هايي که قابليت انتقال بمب را دارند، از ديگر مقوله هاي حائز اهميت در فعاليت هاي تسليحاتي "اسرائيل" است.
5ـ موفقيت "اسرائيل" در پيشرفته سازي موشک هاي دوربرد بالستيک خود موسوم به "اريحا 2" که برد آن به 1450 کيلومتر مي رسد، از ديگر پيشرفت هاي چشم گيرش در مسائل تسليحاتي است.
بي گمان تل آويو اهميت خاصي را براي پيشرفته سازي اين نوع موشک قائل است چرا که به "اسرائيل" اجازه مي دهد که مواضعي را در عمق خاک کشورهاي عربي هدف قرار دهد. ضمنا تجهيز موشک "اريحا 2" به کلاهک هاي جنگي پيشرفته، کار "اسرائيل" را در هدف قرار دادن مواضع بسيار دور آسان تر مي سازد.
در مورد حملات "اسرائيل" به مواضع فلسطيني ها در تونس و نيروگاه هسته اي عراق، گفته مي شود که اين حملات با استفاده از يک سناريوي پيچيده و توسط هواپيماهاي جنگنده تل آويو انجام گرفت، در حالي که مي توان اين ماموريت نظامي را امروزه با دقت و بدون هيچ گونه خطري با استفاده از موشک هاي دوربرد "اريحا 2" انجام داد.
ضمنا موشک هاي مذکور اين توانايي را دارند که در هنگام آغاز عمليات، ضربات ناگهاني و مهلکي را به فرودگاه هاي جنگي طرف مقابل وارد آورند و حتي هواپيماها را در داخل آشيانه هايشان هدف قرار دهند.
6ـ از ديگر فعاليت هاي تسليحاتي "اسرائيل" بايد به امضاي پروتوکل همکاري هاي فني با ايالات متحده و پژوهش هاي مربوط به دفاع استراتژيک و همچنين پيشرفت هاي علمي و تکنولوژيکي اشاره کرد.
امضاي پروتوکل مذکور به "اسرائيل" اجازه داد که به تکنولوژي مدرن در زمينه اشعه ليزر و آخرين دست آوردها در زمينه علوم کامپيوتر و برنامه نويسي و هم چنين مهندسي ساخت موشک دست يابد.
7ـ دست يابي به نسل جديدي از مهمات جنگي يکي ديگر از موفقيت هاي "اسرائيل" در اين عرصه است. موشک هاي هوا به هوا، هوا به زمين، موشک هايي که قابليت هدايت با ليزر، رادار و اشعه مادون قرمز را دارند، همگي جزئي از اين مهمات جنگي به شمار مي روند.
ضمنا اگر نگاهي به سلاح هاي پيشرفته شيميايي و بيولوژيکي که دولت عبري در اختيار دارد، بيافکنيم به اين نتيجه روشن و مبرهن خواهيم رسيد که "اسرائيل" از زمان شکل گيري توجه زيادي به اين نوع سلاح ها داشته است و با نظر به اينکه توليد سلاح هاي مذکور در مقايسه با توليد سلاح هاي هسته اي بسيار ساده تر است، در حال حاضر "اسرائيل" تلاش مي کند که يک پايگاه عظيم توليد سلاح هاي شيميايي و يک مرکز علمي و پژوهشي ويژه توليد اين گونه سلاح ها را تاسيس کند و در همين راستا از دانشمندان يهودي که در سرتاسر جهان پراکنده اند و روابط علمي در زمينه صنعت توليد مواد شيميايي با "اسرائيل" دارند، کمک مي گيرند.
از مهم ترين کارخانه هاي فعال در زمينه توليد مواد شيميايي در "اسرائيل" مي توان به موارد ذيل اشاره کرد:
ـ کارخانه توليد گازهاي شيميايي جنگي در شرق "الناصره"
ـ کارخانه توليد مواد شيميايي "آسيا" در منطقه "بتاح تکفا"
ـ کارخانه توليد مواد شيميايي "مختئيم" در تل آويو
ـ کارخانه توليد مواد شيميايي "دوريت" در قدس
ـ کارخانه توليد مواد شيميايي "هايل" در حيف
"اسرائيل" در حال حاضر گازهاي شيميايي جنگي به ويژه گازهاي اعصاب، گازهاي تاول زا، گازهاي خفه کننده و گازهاي فلج کننده که مهمترين آنها گاز فسژن است، توليد مي کند و از وسايل مختلفي همچون هواپيما، موشک و خمپاره براي پرتاب اين بمب ها استفاده مي کند.
ضمنا توانايي هاي "اسرائيل" در توليد بمب هاي بيولوژيکي دست کمي از توانايي اش در توليد بمب هاي شيميايي ندارد. در حال حاضر دولت عبري برنامه هايي براي توليد سلاح هاي بيولوژيک دارد و يک کارخانه دولتي را که شماري زيادي از داشمندان در آن فعاليت و آخرين نظريات علمي را بررسي مي کنند، به اين کار اختصاص داده است و علاوه بر اين همکاري هايي ميان تل آويو و واشنگتن در زمينه توليد توکسين نيز وجود دارد.
در اين ميان توجه به اين نکته نيز ضروري مي نمايد که "اسرائيل" در حال حاضر بمب هاي بيولوژيکي حامل بيماري هاي قارچي و ويروسي مانند سياه زخم، وبا، طاعون، آبله و تب زرد را نيز توليد مي کند.
گفتني است که "اسرائيل" با وجود آنکه در جنگ سال 1973 از بمب هاي شيميايي و بيولوژيکي استفاده نکرد، ولي در هنگام حمله اش به لبنان مواردي از استفاده از گاز سيانور و سلاح هاي شيميايي توسط "اسرائيل" مشاهده شد.
در نهايت در مورد احتمال اينکه "اسرائيل" جنگي را عليه کشورهاي عربي همسايه خود به راه بياندازد، بايد گفت که فاکتورهاي زيادي در اين مسئله دخيل هستند که محمد عبدالسلام در کتاب خود با نام "السياسه الدوليه" (سياست جهاني) مهم ترين آنها را اين گونه بر مي شمارد:
1ـ برپايي يک حکومت تندروي اسلامي در يکي از کشورهاي مجاور اسرائيل:
برپايي چنين حکومتي ـ بر اساس تصورات دولت عبري ـ ممکن است امنيت "اسرائيل" را به خاطر رفتارهاي احتمالي اش به خطر بياندازد و اين مسئله نيز در نهايت باعث آغاز يک جنگ تمام عيار شود.
2ـ اگر يکي از کشورهاي عربي مفاد پيمان نامه هاي صلحي را که با اسرائيل امضا شده و يا خواهد شد، زير پا بگذارد و اين اقدامش با تحرکات نظامي که ممکن است تهديدي براي امنيت "اسرائيل" به شمار رود، همراه باشد، ممکن است باعث جنگ ميان دو طرف شود.
3ـ در توازن استراتژيک موجود در منطقه خللي وارد شود و اين هم در صورتي است که يک و يا چند کشور همسايه "اسرائيل" به سلاح هاي کشتار جمعي دست يابند و بخواهند ائتلافي را بر ضد "اسرائيل" تشکيل داده و با اقدامات نظامي خود، امنيت اسرائيل را تهديد کنند که در اين صورت نيز احتمال جنگ وجود دارد.
در تمامي حالت هاي مذکور ـ بر اساس تفکر اسرائيلي ها ـ ممکن است دولت عبري فکر جنگ را در سر پرورانيده و در اين راستا گام هايي بردارد.
نويسنده: مصطفي رجب
نوشته شده توسط تهیه کننده و مدیر وبلاگ محمود صادق در جمعه پنجم آبان 1385 ساعت 2:53 موضوع جنگ در انديشه نظامي اسرائيل | لینک ثابت
( با سمه تعالی )
کنفرانس جهانی بررسی «یهودستیزی» در اروپا با از طرف سازمان همکاری و امنیت اروپا برگزار شد. این کنفرانس با تصویب برنامهای موسوم به بیانیه برلین در ۱۰ اردیبهشت ماه سال جاری به کار خود پایان داد. در بیانیه پایانی کنفرانس برلین آمده است که اختلاف خاورمیانه و درگیری اسرائیل و فلسطینیها نباید بهانهای برای توجیه شکلهایی از یهودستیزی قرار گیرد .اجلاس جهانی برلین بار دیگر یهودیت و پیروان آن را در اروپا مظلوم جلوه داده و از همه کشورهای اروپایی خواسته است که برای تغییر این وضعیت تلاشها و امکانات خود را به کار گیرند. این در حالی است که روند مبارزه و بیگانهستیزی در اروپا، بهویژه بعد از۱۱ سپتامبر، بیشتر متوجه مسلمانان است.
کنفرانس جهانی دو روزه بررسی «یهودستیزی» در اروپا با تصویب برنامهای موسوم به بیانیه برلین در ۱۰ اردیبهشت ماه سال جاری به کار خود پایان داد. این کنفرانس از طرف سازمان همکاری و امنیت اروپا برگزار شده بود و در آن ۵۰۰ نفر از هیاتهای نمایندگی ۵۵ کشور عضو این سازمان و ۳۲۰ نفر از گروهها و انجمنهای غیردولتی شرکت داشتند.[۱] در بیانیه پایانی کنفرانس برلین آمده است که اختلاف خاورمیانه و درگیری اسرائیل و فلسطینیها نباید بهانهای برای توجیه شکلهایی از یهودستیزی قرار گیرد و جداسازی این مسئله از بروز حمله و اقدامات علیه یهودیان از اهداف بیانیه برلین است. در کنفرانس برلین تصمیم گرفته شد تا در هریک از ۵۵ کشور عضو سازمان همکاری و امنیت اروپا امور یهودستیزی به نحو دقیقتری زیرنظر گرفته شود و برای مبارزه قاطع با این پدیده در چارچوب تصمیمات برلین موسوم به «برنامه عملیاتی» اقدام شود. موشه کاتساو، رئیسجمهوری اسرائیل و کالینپاول، وزیر امورخارجه آمریکا، بهعنوان ناظر در کنفرانس حضور داشتند.[۲] گرهارد شرودر، صدراعظم آلمان، نیز در پایان با جمع شرکتکنندگان در کنفرانس دیدار کرد.
سازمان امنیت و همکاری اروپا در ژوئن سال گذشته میلادی، اجلاس مبارزه با یهودستیزی را در وین برگزار کرد. اجلاس برلین دومین اجلاس جهانی بررسی یهودستیزی در اروپا بوده است. البته اجلاس برلین به دلیل گستردگی و تعداد شرکتکنندگان و حضور مقامات عالیرتبه برخی از کشورها در مقایسه با اجلاس وین، از اهمیت بیشتری برخوردار است و برخی از رسانهها با توجه به بیانیه پایانی از آن، بهعنوان یک اجلاس تاریخی یاد کردند.[۳]
اجلاس جهانی بررسی یهودستیزی در اروپا چندی پس از انتشار گزارش اخیر مرکز دیدهبان نژادپرستی و بیگانهستیزی در اروپا که مقر آن در وین است، برگزار شد. در این گزارش آمده است که روند حملات علیه یهود در اروپا و بهویژه در کشورهای آلمان، فرانسه، انگلیس، نیوزیلند و بلژیک در سالهای اخیر افزایش یافته است.[۴] مرکز نظارت بر نژادپرستی و بیگانهستیزی در اروپا همچنین در گزارش ۳۴۴ صفحهای خود آورده است: «فرانسه دارای جامعه بزرگ یهود در اروپاست و در این کشور نیز تعداد حملات علیه یهود بیشتر از دیگر کشورهای اروپایی است. در فرانسه در سال ۲۰۰۲ میلادی حملات علیه یهودیها در مقایسه با سال ۲۰۰۱، شش برابر افزایش یافته بود.[۵] بیشتر حملات به کنیسهها، گورستانها و اموال و مدارس یهودی صورت میگیرد. کوبی بناتوف، رئیس کنگره یهودی اروپا گفت: «سرطان قدیمی در حال بازگشت به اروپا است».
وی همچنین خاطرنشان ساخت که چگونه میتوان با احساسات ضدیهود مبارزه کرد در حالیکه شناختی نسبت به منابع و عاملان آن نباشد. وی تاکید کرد بررسیها نشان میدهد که حملات علیه یهودیان بیشتر از سوی مهاجران مسلمان و گروههای طرفدار فلسطینی که از سیاست اسرائیل در غزه و کرانه باختری رود اردن ناراضی و عصبانی هستند صورت میگیرد.[۶]
گرهارد شرودر، صدراعظم آلمان، هم در اجلاس برلین گفت: «آلمان به دلیل قتلعام یهودیان در این کشور دارای مسئولیت ویژه و تاریخی در مبارزه با احساسات ضد یهود است». او همچنین خواستار گفتگوی آزاد بین مردم همه فرهنگها و مذاهب شد.
شرودر با اشاره به بحران خاورمیانه گفت: «آلمان به تلاشهای خود در حل این بحران ادامه خواهد داد و خواستار یک راهحل صلحآمیز برای آن است». صدراعظم آلمان افزود: «انتقاد از دولت اسرائیل را نباید مساوی با احساسات ضدیهود دانست و باید بین این دو تفکیک قائل شد». شرودر تاکید کرد: «قابل قبول نیست که نفرت از اسرائیل به نفرت از مردم یهود بینجامد».[۷]
یوشکا فیشر، وزیر امورخارجه آلمان هم در کنفرانس برلین اظهار داشت: «همه ما در کشورهایمان در مبارزه با حملات علیه یهود مسئول هستیم و این مهمترین پیام این کنفرانس است».[۸]
وی افزود: «اروپا پس از گذشت ۶۰ سال از حادثه قتل عام یهود در آلمان، اکنون با یک مسئولیت تاریخی روبهروست و باید در مبارزه با نفرت ضد یهود مبارزه کند. احساسات ضد یهودی بایستی در همه اشکال آن متوقف شود.
الی ویسل، برنده جایزه نوبل و بازمانده اردوگاه مرگ نازی، آشویتز گفت: «برگزاری کنفرانس برلین در حالیکه یهودیهای اروپا را نابود کردند، یک حرکت سمبلیک بود». او در ادامه با هشدار به تداوم احساسات ضد یهود، خواستار توقف آن شد و گفت: «ادامه این وضعیت و گسترش آن در قاره اروپا مشکلاتی را ایجاد خواهد کرد».[۹]
یوهانس راو، رئیسجمهوری آلمان، نیز در هنگام اختتامیه کنفرانس برلین اظهار داشت: «انتقاد از سیاستهای دولت اسرائیل نمیتواند دلیل و بهانه حرکت ضد یهود باشد». وی در ادامه افزود: «با این حال هرکسی میداند که احساسات گسترده ضد یهود تا اندازهای نتیجه انتقاد از سیاستهای دولت اسرائیل در چند دهه گذشته است».[۱۰]
همزمان با برگزاری کنفرانس برلین، «اتحادیه ضدتنفر» در آمریکا نتایج آخرین نظرسنجی در مورد احساسات ضد یهود در اروپا را منتشر ساخت.
در این نظرسنجی آمده است که روند احساسات ضد یهود در قاره اروپا در حال افزایش است و گرایشهای منفی علیه اسرائیل بهویژه در کشورهای اروپای غربی تقویت شده است. در نظرسنجی این اتحادیه همچنین آمده است که فرانسه پیشرفتهایی در کنترل و مقابله با احساسات ضد یهود داشته است و در حال حاضر انگلستان و نیوزیلند در زمینه افزایش احساسات ضدیهود رتبههای اول و دوم را به خود اختصاص دادهاند.[۱۱]
در کل، نتایج این نظرسنجی بیانگر این است که گرایشهای ضد اسرائیلی در ده کشور اروپایی در حال تقویت شدن است و میزان محبوبیت اسرائیل از ۲۸ درصد سال ۲۰۰۲ به ۲۳ درصد کاهش یافته است.[۱۲] برگزاری کنفرانس برلین بازتاب گستردهای در مطبوعات این کشور نیز داشته است:
روزنامه مانهایمر مورگن4 با اشاره به اجلاس برلین نوشت: «احساسات ضدیهود تنها در آلمان وجود ندارد، بلکه پدیدهای در کل اروپاست. برخلاف سالهای اخیر، امروز این تنفر بیشتر سوی فعالان تندرو دست راستی نیست که نگرانی ایجاد میکند، بلکه شکل تازهای از اعلام انزجار از یهودیت است که به نشانه اعتراض به سیاست خاورمیانهای اسرائیل صورت میگیرد.[۱۳]
همچنین شرکتکنندگان در کنفرانس، گسترش ستیز با یهودیان را تهدیدی برای صلح و امنیت جهانی دانسته و بهمنظور مقابله با آن مجموعهای از برنامههای آموزشی رسانهای و نظارت پیگیر بر فعالیتهای مربوط به این پدیده را به تصویب رساندند. از جمله این تصمیمات، اجرای برنامههای آموزشی در مدارس و ثبت منظم رخدادها، حرکات و تبلیغات رسانهای بهویژه صفحات اینترنتی است که در آنها به شکلهای گوناگون انگیزههای یهودستیزی مشاهده میشود. برای این منظور، از این پس مرکزی در دفتر نهادهای دموکراسی و حقوقبشر سازمان همکاری و امنیت اروپا در شهر ورشو، پایتخت لهستان، دایر خواهد شد و با نظارت مداوم، کلیه فعالیتهای ضد یهودی بهطور پیوسته ثبت و امکانات مبارزه با آن مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
اجلاس برلین، اولین نشست جهانی بود که در آن پس از ۶۰ سال از سقوط رژیم هیتلر ۵۵ کشور عضو سازمان امنیت و همکاری اروپا، آمریکای شمالی و کشورهای آسیای مرکزی به اتفاق آراء یهودستیزی را محکوم کردند و برنامهای را نیز در مبارزه با احساسات ضدیهود به تصویب رساندند.
بیانیه پایانی اجلاس برلین را میتوان یک پیروزی دیپلماتیک برای آمریکا و دوستان این کشور از جمله آلمان و بلغارستان که ریاست فعلی سازمان امنیت و همکاری اروپا را برعهده دارند، به حساب آورد.
در صدور بیانیه پایانی و موظف ساختن اروپاییها به تنظیم برنامه عملیاتی برای مبارزه با همه اشکال احساسات ضد یهود، آمریکا نقش بسیار مهمی را ایفا نموده است.
حضور کالینپاول، وزیر امورخارجه آمریکا را در اجلاس برلین که به توصیه هیات آمریکایی شرکتکننده در این اجلاس صورت گرفت، بایستی در همین راستا ارزیابی کرد.
اجلاس جهانی برلین بار دیگر یهودیت و پیروان آن را در اروپا مظلوم جلوه داده و از همه کشورهای اروپایی خواسته است که برای تغییر این وضعیت تلاشها و امکانات خود را به کار گیرند. این در حالی است که روند مبارزه و بیگانهستیزی در اروپا، بهویژه از زمان حادثه ۱۱ سپتامبر، بیشتر متوجه مسلمانان و دین اسلام است.
براساس تازهترین گزارش منتشر شده از سوی اداره دادستانی انگلیس در طول یکسال تا ماه مارس ۲۰۰۴ میلادی (فروردین ۸۲)، ۱۸ مورد تهاجم جدی مذهبی در این اداره به ثبت رسیده که ۱۰ مورد آن علیه مسلمانان بوده است. حملات جدی مذهبی در انگلیس به مواردی چون اهانت در ملاعام، تهدید، حمله شخصی، تخریب اموال و قتل اطلاق میشود. در این گزارش همچنین مشخص شده که بهرغم تبلیغات گسترده صهیونیستها و نظرسنجیهای که در آستانه برگزاری اجلاس برلین از سوی اروپاییها، آمریکا و رژیم صهیونیستی دربارة افزایش یهودستیزی در اروپا منتشر شده، تنها قربانی یک مورد از ۱۸ مورد حملات جدی مذهبی ثبت شده در انگلیس، یهودیان بودند.
در حال حاضر، مسلمانان انگلیس برخلاف پیروان ادیان اقلیت، نظیر یهود و سیک، در حمایت قانون جامع موسوم به «مقررات مناسبات نژادی» قرار نگرفتهاند و از همین رو، آنها در هنگام مواجهه با اهانتهای نژادپرستانه فقط میتوانند از طریق قانون مربوط به تهاجمهای جدی مذهبی طرح شکایت کنند.
شرایط یهودیها در اروپا در مقایسه با دیگر اقلیتها به مراتب مساعد است. اما با وجود این، در اثر تلاش و همکاری آمریکا، اسرائیل، دولت آلمان و بلغارستان، اجلاس جهانی در برلین با هدف مبارزه با گسترش ستیز با یهودیان برگزار شده است. برگزاری این اجلاس بیانگر نفوذ و حضور لابی قدرتمند یهود در سازمان امنیت و همکاری اروپا و در آمریکاست؛ لابی و ابزاری که جهان اسلام از آن محروم است. امروز افزایش حملات مذهبی در اروپا علیه مسلمانان بیشتر از یهود است؛ اما به دلیل نفوذ محافل صهیونیستی و برخورداری آنان از قدرت رسانهای در اروپا و آمریکا، مظلومیت مسلمانان تحتالشعاع تبلیغات پرحجم دربارة یهودستیزی در اروپا قرار گرفته است.
علاوه بر این، آنچه ما امروز در اروپا شاهد آن هستیم، احساسات ضدیهود در این قاره نیست، بلکه به راه افتادن موج ضد اسرائیلی و ضد صهیونیستی در کشورهای اروپایی است. بیعدالتی اسرائیلیها در فلسطین اشغالی و تروریسم دولتی رژیم صهیونیستی، نفرت از این رژیم را از کشورهای اسلامی و عربی به قلب اروپا و میان دوستان غربی تلآویو کشانده است؛ اما محافل صهیونیستی با حمایت آمریکا سعی دارند با برگزاری اجلاسهای مشابه اجلاس برلین، نفرت و موج ضد اسرائیلی را در اروپا و در سایه بررسی یهودستیزی در این قاره مخفی سازند.
قاسمی، علی؛
نوشته شده توسط تهیه کننده و مدیر وبلاگ محمود صادق در پنجشنبه چهارم آبان 1385 ساعت 3:21 موضوع مظلوميت مسلمانان در اروپا تحت الشعاع اجلاس برلين | لینک ثابت
نويسنده: محمد ابو عزه
نوشته شده توسط تهیه کننده و مدیر وبلاگ محمود صادق در پنجشنبه چهارم آبان 1385 ساعت 2:46 موضوع سگهاي شارون براي شکار بيرون آمده اند!؟ | لینک ثابت
( با سمه تعالی )
تكنولوژي مدرن وپيشرفته رهبران صهيونيستي درآغاز برپايي رژيم دست نشانده اسراييل نسبت به
دست يابي و تجهيز به نظامي و درراس آن سلاح هسته اي و ميكروبي و شيميايي احساس نياز كردند تا
بدين ترتيب بتوانند توازن قدرت را باكشورهاي اسلامي درمنطقه حفظ كنند.
زيرا اين رژيم آغاز تولد نامشروع خود به دست آمريكا و انگليس و از آغاز اشغال سرزمين اسلامي
فلسطين و كشتار وآواره كردن فلسطينيان دربرابر چشمان كشورهاي اسلامي منطقه وجهان، وحشت
دائمي در وجودشان رخنه كرده و از همان زمان متوجه شدند كه همواره درخطر جدي نابودي و زوال
قراردارند.
فكر و ايده دستيابي به سلاح هسته اي، بيولوژيكي و شيميايي ازآغاز رژيم صهيونيستي درسال 1948م.
درميان رهبران صهيونيستي بعنوان محوراصلي سياست نظامي و امنيتي اين رژيم مطرح بلكه مورد
تاكيد آنان بوده و در 15/5/1948 فعاليت اين رژيم براي توليد سلاح هاي هسته اي آغاز شده بود.
به همين خاطر درسال 1949 تعدادي از اساتيد و دانشجويان دانشگاههاي رژيم اسراييل به «حاييم
وايزمن» نخست وزير وقت اين رژيم پيشنهاد كردند تا تعدادي از دانشجويان صهيونيستي را براي آموزش
تكنولوژي هسته اي به مراكز علمي وفني كشورهاي اروپايي و آمريكا اعزام كنند.
درهمين زمان «ديويد بن گوريون»، «موشه دايان»، «شمعون پرز»، «آريل شارون» و... ازجمله رهبران و
شخصيتهاي نظامي و سياسي رژيم اسراييل بودند كه بردستيابي هرچه سريعتر اين رژيم به سلاحهاي
كشتار جمعي يادشده تاكيد داشتند.
به همين منظور اين رهبران صهيونيستي تنها بر اعزام استاد و دانشجو به دانشگاههاي آمريكا و اروپا
بسنده نكردند، بلكه اقدام به جذب نيروهاي متخصص و كارشناس در زمينه هاي هسته اي و شيميايي با
سرمايه اي كلان كردند و شرط اول جذب كارشناسان هسته اي يهودي بودن آنان بود و غير يهود درمرحله
دوم قرارداشتند.
برنامه ها و فعاليت هاي هسته اي رژيم اسراييل درآغاز زير نظردستگاه اطلاعات و امينت انجام مي شد و
پس از مدتي دستگاه نظامي و ارتش نيز درفعاليت هاي هسته اي و ميكروبي شركت كردند.
درسال 1950 وزارت امنيت ژريم اسراييل رشته اي را براي پژوهشهاي هسته اي در دانشگاه «وايزمن» در
«تل آويو» تاسيس كرده ودانشجويان نخبه وممتاز با گزينش نژادي و تعهد دقيق وارد اين دانشگاه شدند.
درسال 1952 كميته انرژي هسته اي رژيم اسراييل به رياست دكتر «آرنست برگمان» تاسيس شد.
دكتر برگمان ازجمله شخصيتهاي علمي دررشته هسته اي است كه به دستيابي رژيم صهيونيستي به
سلاح هسته اي و شيميايي اعتراف كردند.
موشه دايان و شمعون پرز اعلام كردند كه كليد بقاي اسرائيل درگرو رسيدن به تكنولوژي مدرن بويژه سلاح
هسته اي خواهد بود. درسال 1965 سبب اختلاف حزبي و سياسي بن گوريون و طرفداران وي از دايان
پرز كه درآن زمان جزء حزب حاكم (حزب كار) اين رژيم بودند، از هم جدا شدند.
دراين دوره تا سال 1967 حزب حاكم (حزب تاييد كننده فعاليت هاي هسته اي) با تمام توان برتقويت
فعاليت هاي هسته اي سرمايه گذاري كلان كرده و دانشمندان را دراين حركت ضد بشري تشويق كرد تا
جابيكه برخي اساتيد دانشگاههاي اين رژيم دراين خصوص علنا و آشكارا كتاب و مقاله مي نوشتند كه
مقاله دكتر«شلومو آرونسون» استاد علوم سياسي دردانشگاه عبري درقدس و مدير مركز اروپايي اين
دانشگاه با نام «اتم و انتخابات» يكي از آنها است.
شلومو درمقاله خود دستيابي به سلاح هسته اي و ميكروبي را براي بقاي رژيم اسراييل ضروري خواند.
دراين دوره «شيمون پرز» رهبري حزب كار اين رژيم را برعهده داشت و برتسريع طرحهاي هسته اي تاكيد
زيادي به موشه دايان مي كرد تا رژيم اسراييل هرچه سريعتر به سلاح هسته اي دست يابد.
درسال 1981 «آريل شارون» كه به پست وزارت امنيت رژيم اسرائيل رسيد، برسه خط قرمز تاكيد كرد.
اول- دستيابي اين رژيم به سلاح هسته اي دوم -كشاندن ارتش هاي عربي به مناطق مشخص
درمرزهاي اين رژيم و سومين خط قرمز درو اقع نقض تمامي قطعنامه هاي بين المللي درخصوص خلع
سلاح هسته اي و عدم فعاليت دراين زمينه بود.
«ژرالد استينبرگ» كارشناس اسراييلي در امور امنيت و سلاحهاي سري رژيم اسراييل اعلام كرد:
اختلافات جغرافيايي و جغرافياي انساني كه يكي ازعوامل اصلي درگيري ميان اعراب و اسراييل است،
اين رژيم را با شتاب بسوي دستيابي به تكنولوژي اتمي وسلاحهاي هسته اي و ميكروبي سوق داده
است، بگونه اي كه اسراييل هرآن ممكن است دست به عمليات هسته اي درمنطقه يا عليه هركشور
عامل وتحريك كننده اي بزند!!
درسال 1955 ميلادي همكاري درزمينه فعاليت هاي هسته اي ميان ايالات متحده آمريكا و رژيم
صهيونيستي آغاز شد.
«پيتر براي» دريادداشتي مهم با عنوان «زاردخانه هسته اي اسراييل» اظهارداشت: «آيزنهاور» رئيس
جمهوري آمريكا رژيم صهيونيستي را دربرنامه هسته اي خود شركت داده و اين اقدام را «فعاليت هسته
اي صلح آميز» نام نهاد!
اين طرح بعنوان كمك خارجي آمريكا به اين رژيم براي كاهش مشكل انرژي به اجرا درآمد.
بدين ترتيب آمريكا اولين پايگاه هسته اي را كه «نيروگاه هسته اي ناحال سوريك نامگذاري شد» را به
رژيم صهيونيستي اعطا كرد.
اين رأكتور هسته اي درنزديكي سواحل درياي مديترانه درجنوب تل آويو واقع شده كه درسال 1960 به بهره
برداري رسيد و حدود يك مگاوات انرژي از اين نيروگاه اتمي گرفته شد كه اين مقدار انرژي درسال 1969 به
5 مگاوات افزايش يافت.
دراين نيروگاه هسته اي اورانيوم غني شده به ميزان 90درصد استفاده مي شد و در سال 1974 نيز اين
مقدار استفاده از اورانيوم غني شده به 10 مگاوات رسيده بود.
شايان ذكر است، رژيم صهيونيستي درسال 1956 با همكاري آمريكا و فرانسه درصحراي نقب در اراضي
اشغالي فلسطين دست به آزمايشات هسته اي زد.
شماري از كارشناسان گفته اند كه اين پايگاه هسته اي صهيونيستي ناحال سوريك، قادر به توليد سلاح
هسته اي است، زيرا اين پايگاه از اورانيوم 238 پلوتونيوم توليد مي كند كه ماده اي غيرقابل تجزيه است.
به گفته پيتر، بي ترديد اين نيروگاه به راحتي قادر به توليد كلاهك هسته اي است. درسال 1960- 1966
آمريكا پنجاه كيلوگرم اورانيوم 235 با 90 درصد خالص براي سوخت هسته اي نيروگاه ناحل سوريك به رژيم
صهيونيستي داده است كه اين مقدار براي ساخت تعدادي بمب خوشه اي و هسته اي كفايت مي كرد.
درسال1960 آمريكا درهاي مراكز هسته اي خود را به روي كارشناسان صهيونيستي بازكرده و بيش از 56
كادر هسته اي درنيروگاههاي هسته اي آمريكا مشغول فعاليت شدند. آموزش اين كارشناسان هسته اي
رژيم صهيونيستي درمركز ملي پژوهش به نام «آرگون» يا «آرگون فورست» و «مركز پژوهشي»
«اوكريدج» (دومؤسسه مهم وابسته به هيئت انرژي هسته اي آمريكا) انجام شد.
در دهه 1950 صدها گزارش ازفعاليت هاي مشترك هسته اي آمريكا و رژيم صهيونيستي ازمجلات و متون
علمي مختلف منتشر شده بود. شايان ذكر است، نيروگاه هسته اي سوريك اهميت زيادي درپيشرفت
پژوهشهاي هسته اي و كسب تجارب در اين خصوص براي رژيم اسراييل داشته و اين نيروگاه اولين
مؤسسه زيربنايي طرح هسته اي اين رژيم بشمارمي رود.
همكاري فعاليت هاي هسته اي رژيم اسراييل و كشور فرانسه ازسال 1953 آغاز و تا سال 1967 ادامه
داشته است.
در دوره زمامداري «ژموليه» و «مارشال دوگل» درفرانسه نتيجه همكاري هسته اي رژيم صهيونيستي با
فرانسه برپايي و تجهيز نيروگاه هسته اي «ديمونا» در سرزمينهاي اشغالي بود.
دكتر «خيل الشقاقي» كارشناس استراتژي درامور امنيتي رژيم اسراييل و منشور بررسي براي منع
فعاليت هسته اي درخاورميانه اعلام كرد: نيروگاه هسته اي ديمونا ازمهمترين پايگاه هسته اي اين رژيم
مي باشد.
اين نيروگاه درسال 1967 فعاليت خود را آغازكرد و انرژي آن 26 مگاوات ارزيابي شده كه سالانه قادر به
توليد 8كيلوگرم پلوتونيوم بوده كه اين رژيم با اين مقدار انرژي قادر به توليد سلاح هسته اي خواهدبود.
به گفته كارشناسان، رژيم اسراييل درسال1980 تنها در نيروگاه ديمونا توانست 70 مگاوات انرژي هسته
اي توليدكند.
«مردخاي فانونو» كارشناس تكنولوژي هسته اي كه بيش از يك دهه درمراكز پژوهشي هسته اي (ديمونا)
كاركرده و پس از فرار از سرزمينهاي اشغالي توسط دستگاه امنيتي رژيم صهيونيستي (موساد) در ايتاليا
در سال 1986 ربوده شده و به اتهام فاش كردن اسرار نظامي به زندان اين رژيم منتقل و هم اكنون نيز
18 سال ازمدت زنداني وي مي گذرد، تأكيدكرده بود: «رژيم صهيونيستي به يكصد كلاهك هسته اي
دست
يافته و نيروگاه ديمونا سالانه 40كيلوگرم اورانيوم توليد مي كند.»
به گفته كارشناسان تكنولوژي انرژي هسته اي 9 كيلوگرم پلوتونيوم براي ساخت يك بمب هسته اي به
قدرت انفجاري 20 كيلوتن كفايت مي كند. اين درحالي است كه مهندس يهودي فانونو درافشاگري خود
دردهه 1980 اعلام كرده بود كه درنيروگاه هسته اي ديمونا سالانه 40 كيلوگرم پلوتونيوم توليد مي شود!
همچنين درگزارشها آمده است كه فرانسه رژيم اسراييل را به پلوتونيوم 239 براي بكارگيري دراغراض و
اهداف نظامي مجهز كرده است.
«پيتر براي» كه پيشتر درمورد وي يادشد، تصريح كرد: «به نظر وي رژيم اسراييل تا اواخرسال1948 م حدود
25بمب هسته اي از نوع پلوتونيوم ساخته است.
«آرنول كريمش» دانشمند آمريكايي و مشاور علمي وزارت خارجه آمريكا درسال1984 دراين خصوص اعلام
كرد: رژيم اسراييل مواد غني شده براي ساخت 15بمب هسته اي را دارد.
شايان ذكر است، نيروگاه هسته اي ديمونا آنچنان سري و تحت مراقبت است كه حتي اعضاي پارلمان
صهيونيستي (كنست) تاكنون موفق به بازديد از آن نشده اند!! اين درحالي است كه نيروگاه يادشده
بشكل سري زير نظر كميته امور امنيت خارجي وابسته به كنست اين رژيم قرارداشته و بخاطر نوع
عملكرد و سري بودن آن براي اعضاي كنست همواره مورد جدال و گفتگو ميان اعضاي پارلمان و كابينه اين
رژيم قراردارد.
منابع سوخت هسته اي رژيم اسراييل و راههاي دستيابي آن
رژيم اسراييل بخش مهم و اصلي منابع سوخت هسته اي (پلوتونيوم) خود را ازفرانسه و آمريكا فراهم
مي كند.
اين رژيم در زمينه هسته اي با برخي كشورها ازجمله جنوب آفريقا، آرژانتين، آلمان غربي و تايوان
همكاري مي كند و اين همكاري با جنوب آفريقا پيش ازتغيير سياسي دراين كشور بيش از ديگر كشورها
بود.
«عزير باهاد» معاون وزير خارجه جنوب آفريقا درگفتگو با اسراييل هآرتص درتاريخ 20/4/1977 گفت: رژيم
اسراييل نظام پروترييا را درسالهاي 1980- 1985 براي پيشرفت برنامه هسته اي كمك كرد.
وي افزود: اين همكاري بشكل محرمانه و با قراردادهاي مختلف انجام مي گرفت.پروفسور اسراييلي «ديويد
ارنست برگمن» مسئول همكاري هسته اي ميان جنوب آفريقا و رژيم صهيونيستي گفت: رژيم اسراييل
در مقابل اين همكاري حدود 500 تن اورانيوم طبيعي براي استفاده درنيروگاه اتمي ديمونا ازجنوب آفريقا
دريافت كرد!
اين رژيم پس از فروپاشي شوروي سابق ازمافيايي كه دركار تجارت مواد راديواكتيوي و اورانيوم غني شده
فعاليت داشتند، توسط كشورهاي تازه استقلال يافته آسياي ميانه مانند قزاقستان، اكراين، روس و...
بيش از 30 كيلوگرم اورانيوم غني شده براي اهداف نظامي به مبلغ 500 ميليون دلار آمريكايي خريداري
كرد. وي افزود: از آن پس درهاي جمهوري هاي آسياي ميانه براي تجارت رژيم اسراييل در زمينه مواد
هسته اي گشوده شده و اين كشور مركز قراردادهاي محرمانه هسته اي با ديگر كشورها يا گروههاي
مافياي هسته اي شده است.
دراينجا جاي دارد تا به رسوايي (پلومپات) و دستيابي غيرقانوني و غيررسمي رژيم اسراييل به اكسيد
اورانيوم ازكشور بلژيك و همچنين سرقت اين رژيم ازشركت آمريكايي «نيوميك» كه در زمينه تجهيزات
هسته اي فعاليت دارد، اشاره شود. رژيم اسراييل با هم دستي برخي مسئولان اين شركت آمريكايي،
سوخت اورانيوم 10 سال يك نيروگاه هسته اي را به سرقت برده است.
در آوريل 1977 «پل لونتال» ازكاركنان وابسته به كميته عملياتي دولتي و وابسته به مجلس نمايندگان
آمريكا به سرقت و پنهان كردن 200تن اورانيوم متهم شد.
لونتال در دفاع از خود تأكيد كرده بود كه تمامي مواد هسته اي يادشده را به رژيم اسراييل تحويل داد.
بنابراين در مورد خريد و فروش اورانيوم و پلوتونيوم از راه رشوه و قاچاق و پژوهش و فعاليت هاي
غيررسمي به منظور اهداف نظامي و هسته اي از سوي رژيم صهيونيستي مي توان دهها مثال ارائه داد
. شايان ذكر است، رژيم اسراييل درسال 1953 موفق به توليد آب سنگين اورانيوم غني شده گرديده و از
اين دوره دانشمندان صهيونيستي فعاليت گسترده اي در زمينه غني كردن اورانيوم ساخت كلاهك هاي
هسته اي براي اغراض نظامي را آغاز بلكه تشديد كرده اند. «نيويورك تايمز» درتاريخ 19/7/1950 دراين
خصوص نوشت: رژيم اسراييل موفق به جداسازي و تجزيه پلوتونيوم شد كه درواقع ازسوي فرانسه به
اين فناوري مجهز شده بود.
«فانونو» دراين خصوص تأكيدكرده بود كه فرانسه محل و مركز تجزيه و جداسازي پلوتونيوم را درنيروگاه
ديمونا بنا كرده است.
رژيم صهيونيستي هم اكنون داراي هواپيماهايي مجهز به سيستم هاي ويژه براي حمل كلاهكهاي
هسته اي مي باشد. درسال 1966 آمريكا 48 فروند «سكايهوك اي-4» كه بيش از 3000 مايل برد دارد و
درسال 1967 نيز تعدادي جنگنده، بمب افكن از تراز «2 فانتوم اف-4» مجهز به سيستم موشكي «اي جي
بي- 7» براي استفاده و بكارگيري اهداف هسته اي و تعدادي ديگر از هواپيماهاي حمل كلاهك هسته اي
مانند «كفير سي-2»، «اف 15 ايگل» و همچنين «ان-6فالكون» را به اين رژيم تحويل داد.
نوشته شده توسط تهیه کننده و مدیر وبلاگ محمود صادق در پنجشنبه چهارم آبان 1385 ساعت 2:32 موضوع تهديد هسته اي رژيم صهيونيستي | لینک ثابت
با سمه تعالی
و نريد انمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين قران کریم
مسأله آخرالزمان و سرنوشت انسان ها ، يکي از مهمترين و جنجالي ترين مسائل در طول تاريخ بوده است.اديان
الهي و مکاتب بشري نتايج متفاوتي را براي آخرالزمان تبيين کرده اند. اين نظريات به طور کلي انت هاي دنيا را خير
يا شر معرفي مي کنند. مسأله صهيونيزم مسيحي در اين ميان بسيار مهم است. دليل آن نيز تسلط آنها بر منابع
سياسي و اقتصادي جهان در کشورهاي امريکا و انگليس مي باشد.
در اين مقاله سعي شده است با بررسي کلي پيرامون اين نظريه راهي را براي پيش بيني اعمال دولت هاي
مذکور فراهم آيد. اميدوارم که مورد عنايت و توجه شما قرار گيرد.
صهيونيزم چيست؟
جنبشي ملي و همگاني براي حضور يهوديان در فلسطين و دادن حق حاکميت يهود بر کل سرزمين هاي خاور
ميانه( نيل تا فرات)است. آغاز اين جنبش را 1897 با کنگره يهوديان در بازل مي دانند. ولي قبل از آن نيز اين
جنبش به صورت زير زميني فعاليت مي کرده است.
تاريخچه مسيحيت صهيونيستي:
با آغاز پروتستانيزم در اروپا يکي از بزرگترين انحرافات در دين مسيحيت ايجاد شد. مارتين لوتر در زمان زندگي خود
بسيار تحت تاثير کتاب عهد قديم(تورات) بود. وي سعي ميکرد تا تفسيري از کتاب عهد جديد(انجيل) ارائه کند که
مطابق با نظريات تورات باشد. اين در حالي است که انجيل بايد مفسر تورات ميبود نه بالعکس.
اين مسأله در زمان خود لوتر نيز سر و صداي بسياري کرد. لوتر در کتاب خود تحت عنوان "مسيح يک يهودي، زاده
شد" در سال 1523 م نوشت:
"يهويان خويشاوندان خداوند ما (عيسي مسيح)هستند، برادران و پسر عموهاي اويند.روي سخنم با
کاتوليک هاست. اگر از اينکه مرا کافر بناميد خسته شده ايد، بهتر است مرا يهودي بناميد."
آثار يهوديت در پروتستانيزم بسيار است. به عنوان مثال در حوزه اقتصاد، حليت ربا و به وجود آمدن اقتصاد
کاپيتاليستي را به دنبال داشت.
پس از لوتر، پروتستانيزم به 3 دسته کلي تقسيم شد.
1- پروتستانيزم سنتي(Mainline Protestans)
اين دسته از پروتستان ها معتقد به رفتار مهربانانه با سايرين هستند و از بقيه پروتستان ها تعصب کمتري دارند.
مهمترين دسته هاي ميان آنها مشيحايي ها، متدويست ها ( يا مکتبي ها)، لوتري ها، کليساي اصلاح طلب،
اسقفي ها و ... مي باشد.
2- انجيلي ها (Evangelicals)
افرادي با احساس، از لحاظ مذهبي متعصب و متمايل به روش هاي نوين تفکر و انديشيدن هستند.
3- بنيادگرايان(Fundamentalists)
اين افراد نيز در اغتقادات خود متعصب اند و تفکراتي بسيار نزديک به يهوديان صهيونيست دارند. اين گروه را در اين
مقاله مسيحيان صهيونيست مي ناميم. فعاليت عمده اين گروه پس از جنگ جهاني دوم مشهود شد.
رويکرد کلي اين گروه در سياست هاي امريکا بسيار موثر است. 4 رويکرد مهم اين فرقه (که 3 تاي اولي در
سياست هاي امريکا کاملا مشهود است.) عبارتند از:
1- احساس برگزيدگي الهي:آنها معتقدند خداوند آنها را برگزيده تا همه انسان ها را نجات دهند و راه نجات آنها از
بلاياي آخرالزمان پيروي از مسيحيت است. بوش در سخنان خود در اين باره ميگويد:
"ايالات متحده فراخوانده شده تا آزادي را که يکي از مواهب الهي است، به تمام مخلوقات در سراسر
جهان ارزاني کند."
2- احساس عميق نسبت به اينکه اکنون در آستانه آخرالزمان هستيم: از سال 1916 روساي جمهور امريکا با اين
مفهوم آشنا شدند و به آن ومعتقد شدند. اولين رئيس جمهور که به اين مفهوم ايمان آورد، ويلسون بود. روساي
جمهور ديگر نيز به صورت جدي دنبال مي کردند. معروف است که مي گوين آرزوي ريگان آغاز جنگ آرماگدون به
دست او بوده است. در اين باره بيشتر توضيح خواهم داد.
3- اقليم گرايي جنوبي ميان مذهب محافظه کار و سياست محافظه کار
4- تنها راه فهم و درک کامل و مطلق در بنيادگرايي است و سايرين در اين باره در اشتباه اند.
هفت مرحله در آخرالزمان:
مسيحيان صهيونيست معتقد به هفت مرحله يا هفت مشيت الهي هستند که در آخرالزمان به وقوع مي پيوندد.
اين مراحل عبارتند از :
1- بازگشت يهوديان به فلسطين
2- ايجاد دولت يهود
3- موعظه شدن بني اسرائيل و ديگر مردم دنيا به وسيله انجيل
4- (حصول مرحله) وجد يا سرخوشی (Rapture) يعني به بهشت رفتن کليه کساني که به کليسا ايمان آورده اند.
5- دوره 7 ساله حکومت دجال(آنتي کراست – ضد مسيح) و فلاکت يهوديان و ساير به اصطلاح آنان مومنان
6- وقوع جنگ ارماگدون: در اين باره در ادامه توضيح خواهم داد.
7- شکست لشکريان دجال و حکومت مسيح به پايتختي قدس(اورشليم).يهوديان در اين دوره به مسيح ايمان ميآورند.
اهداف مسيحيان صهيونيست:
1- تشويق و دلگرمي در گفتگوهاي يهوديان و مسيحيان
2- مقابله با افکار ضد يهودي
3- آموزش با نگرش به ريشه هاي يهودي دين مسيح: اين برنامه در 200 مدرسه با 100000 دانشجو اجرا مي شود.
4- اقدامات بشر دوستانه در ميان پناهندگان يهودي
5- مخالفت با مقامات يهودي ميانه رو که به دنبال روش هاي مصالحه جويانه براي صلح در فلسطين هستند.
6- سوء استفاده از مسيحيت براي توجيه اعمال ضد حقوق بشر
7- آخرالزمان شناسي از کتاب مقدس در معرض تبديل شدن به پيشگويي منجر به واقعيت
براي اجراي بند هفتم با تبليغ تفکرات تدبير گرايي(يا مشيت گرايي- Dispensationalism ) درميان عموم تلاش
ميکنند تا اين باور را به وجود آورند که مسائلي که رخ ميدهد همان است که در کتاب مقدس آمده و ما نبايد با آنها
مبارزه کنيم.
آرماگدون(Armageddon)
مرحله ششم از مراحل هفتگانه آخرالزمان، جنگي همه گير در جهان است که در آن همه زمين به سختي نابود
خواهد شد. اصل اين کلمه هارمجيدو (يا هارمگيدو) است. مکان وقوع اين جنگ را صحراي مگيدو در شمال
اسرائيل و کرانه غربي رود اردن است. در اين مکان در گذشته شهري استراتژيک بوده که در مسير عبور از شمال
به جنوب و شرق به غرب بوده است. جنگ هاي زيادي در تاريخ در اين مکان رخ داده است. در ابين جنگ ميان
نيروهاي خير (يهوديان) و نيروهاي شر( مسلمانان از ايران و روسيه) رخ ميدهد و به همه دنيا کشيده مي شود.
در صحيفه حزيقال نبي درباره آرماگدون آمده است:
"باران هاي سيل آسا و تگرگ هاي سخت آتش و گوگرد، تکان هاي سختي در زمين پديد خواهد آورد. کوه ها
سرنگون خواهند شد.صخره ها خواهند افتاد و جميع حصارهاي زمين منهدم خواهد شد."
در صحيفه زکرياي نبي آمده است:
"گوشت ايشان در حالي که بر پاهاي خويش ايستاده اند کاهيده خواهد شد و چشمان ايشان در جاي خود
گداخته خواهد شد و زبان هايشان در دهانشان کاهيده خواهد شد."
بنيادگرايان اين عبارات را حمل بر استفاده شدن بمب هاي اتمي و نوتروني دراين جنگ ميدانند. اعتقاد به اين جنگ
تأثير زيادي بر سياست هاي داخلي و خارجي داشته است. جيمز وات وزير کشور اسبق ايالات متحده در کميته
مجلس نمايندگان اظهار داشت:"به علت ظهور دوباره و قريب الوقوع مسيح، نمي توانم خيلي در بند نابودي منابع
طبيعي خودمان باشم." ريگان رئيس جمهور اسبق امريکا نيز بسيار تحت تأثير تعليمات ديني که توسط مادرش نل
ريگان ديده بود، قرار داشت. وي ميگويد:"اين نبي خشمگين حزيقال است که بهتر از هرکسي، قتل عامي را که
عصر ما به ويراني خواهد کشاند را، پيشگويي کرده است... اين علامت آن است که فرا رسيدن آرماگدون، دور
نيست."
هزاره گرايي:
هزاره گرايي يکي از مسائل مهم در تاريخ و حوادث مربوط به ان بوده است. اين تفکر بر اين اساس استوار است که
در ابتداي هر هزاره اتفاق مهمي رخ خواهد داد. "مجدد الف سنه" يکي از مهمتريت اين آثار مسلمانان در اين باره
مي باشد.
مسيحيان نيزبه اين تفکر معتقدند. آنها ميگويند که جنگ ارماگدون در ابتداي هزاره سوم رخ خواهد داد. يعني تا
سال 2026
رسانه ها و جريان صهيونيزم مسيحي:
براي تبلليغات تفکرات صهيونيستس(اعم از يهودي، مسيحي و مسلمان) ابزارهاي فراواني وجود دارد. 85%
سرمايه هاليوود متعلق به صهيونيست هاست. از اين رو آنها به راحتي ميتوانند جهت رواج نظريات خود به فيلم
هاي سينمايي متوسل شوند.(فيلم هاي آرماگدون، ماتريکس، شمارش معکوس تا آرماگدون، امگا کد(يا مگيدو)
و...) بسياري از کارگردانان و بازيگران معروف سينما صهيونيست هستند و در خدمت منافع اسرائيل فعاليت مي
کنند.
از ميان 1400 راديوي مذهبي در دهه 90 در امريکا، 400 راديو در دست بنيادگرايان پروتستان است که در آن 8000
کشيش پيرامون نظريات صهيونيستي خود تبليغ ميکنند. برنامه هاي تلويزيوني عامه پسند بنيادگران مسيحي حدود
60000000 بيننده در امريکا دارد. آنها در فعاليت هاي خود تبليغ ميکنند که صلح نتيجه اي در بر ندارد و بايد به
دنبال جنگ بود و با استناد به آيات انجيل اثبات ميکنند که اکنون در آخرالزمان حضور داريم.(نظريه جنگ تمدن ها)
آثار اين تبليغات در امريکا به حدي است که 25% مردم عملا به اين فرقه پيوسته اند و اکثريت مردم امريکا معتقدند
به برکت حمايت دولتشان از رژيم صهيونيستي است که خداوند به آنها روزي و نعمت ميدهد.
ساير مردم جهان نيز از اين تفکرات بي بهره نيستند. سربازان اسپانيا شرکت کننده در جنگ عراق خود د را
نمايندگان مسيح ميدانند و از علائم جنگ هاي صليبي استفاده مي کنند.
در پايان:
با اين تفاصيل به نظر ميرسد بسياري از سياست هاي امريکا در جهت تحقق آرمان هاي اي گروه از مسيحيان
است و ميتوان بسياري از کارهاي امريکا و مسائل پشت پرده آن را دريافت. وظيفه ما اين است که اين مفهوم را
عميق تر بشناسيم و در جهت مقابله با آن به خصوص مبارزه با صهيونيزم اسلامي تلاش کنيم.
اللهم انا نرغب اليک في دوله کريم تعز به الاسلام و اهله و تذل به النفاق واهله
http://rahpouyan3000.persianblog.com
نوشته شده توسط تهیه کننده و مدیر وبلاگ محمود صادق در پنجشنبه چهارم آبان 1385 ساعت 1:48 موضوع صهیونیزم مسیحی | لینک ثابت
آمریکا که همواره ژست بشر دوستانه به خود می گیرد، از دیرباز در قبال قتل عام زنان
و کودکان
فلسطینی به دست جنایتکاران رژیم صهیونیستی نه تنها سکوت کرده، که عمل
وحشیانه آنان را با
عنوان دفاع، توجیه کرده است.
نوشته شده توسط تهیه کننده و مدیر وبلاگ محمود صادق در چهارشنبه سوم آبان 1385 ساعت 22:25 موضوع جنایت صبرا و شتیلا، محصول مشترک آمریکا و اسراییل | لینک ثابت
با همت و شیرمردی اصحاب
حق بزودی این پرچم از
فهرست محو خواهد شد.
انشاءا...............

نوشته شده توسط تهیه کننده و مدیر وبلاگ محمود صادق در چهارشنبه سوم آبان 1385 ساعت 21:59 موضوع | لینک ثابت
نوشته شده توسط تهیه کننده و مدیر وبلاگ محمود صادق در چهارشنبه سوم آبان 1385 ساعت 21:34 موضوع نا بودی غده سرطانی | لینک ثابت
(باسمه تعالی)
هارمجدون یا تحریف تفکرمهدویت اسلام:
انچه که درذیل میخوانید افکاریک مسیحی صهیونسیت
بنام کلایداست که ازمکتب کشیشهای تلویزیونی جریان
صهیونیست مسیحی یا مبلغان انجیل آموخته است:
جاده ماریس، یعنى جاده باستانى ساحلى، كه مصر را از
راه مجدو، به دمشق و مشرق مربوط مىساخت، از این
دره مىگذشت برخى از تاریخ نویسان اعتقاد دارند، كه
در اینجا بیش از هر جاى دیگر در جهان، جنگ روى داده
است. فاتحان كهن همیشه مىگفتند، هر فرماندهى كه
مجدو را داشته باشد، در برابر همه مهاجمان پایدارى
مىكندشما در صحیفه یوشع بن نون (باب 12، آیه 21)
مىخوانید كه چگونه یوشع و اسراییلیان، در اینجا
كنعانیان را شكست دادند. و در «كتاب داوران» باب
چهارم و پنجم مىخوانید كه دو قرن پس از آن نیروهاى
اسراییلى در زیر فرماندهى دبوره و باراق، در نبردى بر
سیسرا سردار كنعانیان چیره شدندبعد چنانكه مىدانیم،
شاه سلیمان این شهر را مستحكم ساخت و به مركزى
براى اسبها و ارابه هایش بدل كرد.
حتى در طى سالهاى عمر من هم در اینجا نبردهاى
مهمى داشتهایم. نزدیك به پایان نخستین جنگ جهانى،
در سال 1918، ژنرال انگلیسى آلن بى، درست در
همین جا در مجدّو، به پیروزى قاطعى بر تركها دست یافت
سرانجام، حالا دارم میدان آخرین نبرد بزرگ را تماشا
مىكنم شما همین اسم - یعنى مجدّو - را بگیرید،
كلمه عبرى هار، یعنى كوه را به آن اضافه كنید. این دو
كلمه به شما هارمجدّو را مىدهد، كه ما هارمجدّون
ترجمه مىكنیم این میدان نبردى است كه همه ملتها در
آن درگیر مىشوند. این آخرین نبرد میان نیروهاى نیكى
و نیكوكارى به رهبرى مسیح و نیروهاى شیطانى به
رهبرى دجال خواهد بودمىدانید، واژه هارمجدّون تنها یك
بار در انجیل آمده است؛ یعنى درست همان كه در كتاب
مكاشفه یوحنا باب شانزدهم، آیه 16 آمده است؛ و
سپس این آیه مختصر را نقل مىكند:
«و ایشان را به موضعى كه آن را در عبرانى هارمجدّون
مىخوانند، فراهم آوردند
یوحناى پیش گو كتاب مكاشفه را نوشته است؛ و چنانكه مىدانیم ما از
همین اثر یوحنا است كه بیشترین اطلاعات خودمان را از آخرین
روزهایى كه داریم مىگذرانیم، به دست مىآوریم. او تصویر كاملى از
آخرین نبردى كه باید درست در همین محل صورت بگیرد، به دست داده
است. به یاد دارید كه او در پیشگویى خود از این نبرد بزرگ،
مىنویسدیك ارتش 200 میلیونى شرقى در طى یك سال به سمت غرب
به حركت درمى آید. این ارتش به حركت درمى آید و در تغییر مكان خود
پرجمعیتترین ناحیههاى جهان را پیش از رسیدن به رودخانه فرات،
ویران خواهد ساخت .(باب 16 )مكاشفه به ما مىگوید كه رودخانه فرات
خشك خواهد شد، و این به پادشاهان مشرق زمین، مشرقیان، اجازه
خواهد داد كه سرزمین اسراییل را درنوردندشما مىتوانید پادشاهان را
به معنى رهبران یا سران دولتها بگیریداین پادشاهان - یا رهبران -
تمامى ربع مسكون، بزرگترین ارتش تاریخ جهان را درست به اینجا، به
مجدّو مىآورند.» با چشمان فراخ شده سخن مىگوید و چهرهاش وقتى
از فرشتهاى حرف مىزند كه پیاله خود را بر نهر عظیم فرات ریخت و
آبش خشكید تا راه ارتش بزرگ پادشاهانى كه از مشرق آفتاب مىآیند
از بستر آن باز بشود، برق و درخشندگى ناشى از پیش بینى بهاینها
همان ارواح شیطانى فرشتگان به خاك افتادهاى هستند، كه از شیطان
در عصیانش در برابر خداوند، پشتیبانى كردند. پس از اینكه این ارواح
شیطانى بر ذهن رهبران جهان مسلط شدند، این رهبران و ارتش هاى
جهان، نادانسته به پیادگان آنها تبدیل مىشوند خود مىگیرد. این
رهبران هدف هاى ژئوپلیتیك دارند، و ارواح شیطانى آنان را به پیش
مىرانندوحش، یعنى اینكه اتحاد نیرومندى از ملت هاى اروپایى و
گروهى از ملت ها كه در آخرین روزها به پا خواهند خاست، به وجود
خواهد آمد. حالا ما مىدانیم كه داریم در عهد آخرالزمان زندگى
مىكنیم. زیرا پیدایش اتحاد نیرومند ملت هاى اروپایى را دیدهایم - و این
همان چیزى است كه ما جامعه اقتصادى اروپا یا بازار مشترك
مىنامیم. با مطالعه این پیشگویى، ما مىتوانیم به چشم ببینیم كه
خداوند همه این رویدادها را از پیش خبر داده استدر این نبرد آخرالزمان -
كه با مطالعه زكریاى نبى و همین مكاشفه از آن آگاه مىشویم -
نیروهاى ملت هاى سرتاسر زمین در زیر فرمان دجال، بر ضد خداوند ما
عیسى مسیح و قدیسان پرافتخارش خواهند جنگید و چنان كه
مىدانیم، مسیح، در این خونینترین نبرد تاریخ، آن میلیون ها را از میان
خواهند برد و دجال را به قتل خواهد رسانیدهمه این ها را. اما باید به
خاطر داشته باشید كه این بزرگترین نبردى خواهد بود كه تاكنون روى
داده است. چندین میلیون نفر، همین جا خواهند مرد:یك
جنگ هستهاى همین جا، در مجدّو شروع خواهد شد و
همه دنیا را ویران خواهد كرد؟ باران هاى سیل آسا و
تگرگ سخت آتش و گوگرد، تكان هاى سختى در زمین
پدید خواهند آورد، كوه ها سرنگون خواهد شد و
صخرهها خواهد افتاد و جمیع حصارهاى زمین منهدم
خواهد گردید، رویارو «در برابر هر گونه وحشت». امكان
ندارد كه حزقیال نبى، به چیز دیگرى جز مبادله سلاح هاى
تاكتیكى هستهاى، اشاره كرده باشددر واقع مىتوانیم
انتظار داشته باشیم كه مسیح، ضربه نخست را وارد
كند. او، سلاح نوینى را براى نخستین بار، به كار
خواهد برد. و این سلاح، همان اثرهایى را خواهد داشت،
كه بر اثر یك بمب نوترونى ایجاد مىشود. شما
مىتوانید این مطلب را در آیه دوازدهم باب چهاردهم
كتاب زكریاى نبى
كاهیده
- «گوشت ایشان در حالتى كه بر پایهاى خود بخوانید، كه
مىگوید:ایستادهاند، خواهد شد و چشمانشان در
حدقه گداخته خواهد گردید، و زبان ایشان در دهانشان
كاهیده خواهد گشت.»
عیسى مسیح به این زمین باز مىگردد، تا حكومت الهى
را در آن برقرار سازد ؛ و این كار را از ستاد خود در
اورشلیم، خواهدكرددو سوم یهودیانى كه در اینجا زندگى
مىكنند، كشته خواهند شد. این مطلب را مىتوانید در
آیههاى هشتم و نهم باب سیزدهم كتاب زكریاى نبى
بخوانید.امروز در حدود 13 میلیون و نیم یهودى در جهان
هستند. به این ترتیب، خداوند به ما مىگوید كه 9
میلیون یهودى در این نبرد، كشته خواهند شد - یعنى
بیش از همه یهودیانى كه توسط نازی ها كشته شدند. آن قدر خون
جارى خواهد شد كه خداوند آن را به چرخشت
شرابگیرى، كه خون آنان را مىگیرد، تشبیه مىكند. تا
مسافت 200 مایل، خون تا به دهانه اسبان، بالا خواهد
آمدخداوند، این كار را بیشتر به خاطر امت قدیمىاش،
یهودیان مىكند، خداوند دوران هفت ساله آزمایش
سخت را مقرر كرده است، تا یهودیان تصفیه شوند، تإ
وادارشان سازد، روشنایى را ببینند و مسیح را به عنوان
نجات دهنده خود بشناسندخداوند پس از نابود كردن دو
سوم این امت، سرزمین اسراییل را نجات خواهد داد.
یعنى اینكه خود شخصا وارد نبرد هارمجدّون خواهد شد.
و خداوند همه آن چیزهایى را كه براى نابودى كسانى
كه مصمم به آزادی اسراییل هستند، نیازمند است؛ در
اختیار دارد«به خاطر داشته باشید، انسان دانش خود را
و چگونگى ایجاد كردن این قدرت ویرانگر را، از خداوند
كسب كرده است. انرژى هستهاى، براى خداوند چیز
تازهاى نیست؛ و تهدید یك همه سوزى هستهاى، قادر
متعال را غافل گیر نخواهد كرد. خداوند در همه اوقات
مىداند چند ماهى در دریاها و چند ستاره در آسمانها و
چند دانه شن در ساحلهاى دریاها وجود دارد. او خداوند
عالم و قادر متعال است. آنچه كه او بخواهد، خواهد
شد. هیچ انسان، یا امتى نمىتواند از تحقق اراده
خداوندى جلوگیرى كند.»
و كلاید با لبخندى مرموز با این سخنان، حرف خود را به
پایان می رساند.
. هنگامی که مسیح دوباره به زمین بازگردد، از آسمانها به ارض اورشلیم نزول خواهد كرد. ملاحظه كنید، همه تاریخ مربوط و متمركز است بر امت اسرائیل كه تخم چشم و برگزیده خداوند و دوباره زمان تاریخ بشر را به دست خود مىگیرد.» غلام عباسی
نوشته شده توسط تهیه کننده و مدیر وبلاگ محمود صادق در دوشنبه یکم آبان 1385 ساعت 1:31 موضوع تحریف تفکر مهدویت | لینک ثابت
(باسمه تعالی)
با سلام و آرزوی قبولی طاعات شما عزیزان با هم به استقبال عید سعید فطر می رویم:
آندم که سبزی طراوت راز و نیاز به عطر
گلاب گون لحظات وداع رمضان توام گشته
به دعا نشسته بر سلامت هم وطنان و
هم کیشان و ظفر حق جویان و نابودی
اسراییل وامریکا وتمامی مزدوران
کثیفشان.
نوشته شده توسط تهیه کننده و مدیر وبلاگ محمود صادق در دوشنبه یکم آبان 1385 ساعت 0:47 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ
باشد آیا که ببینم رخ زیبای ترا یا مهدی
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
اظهارات شجاعانه یک نويسنده يهود درباره صهیونیسم
اسرائيل در باتلاق فساد و تباهی فرو رفته است
تلمود یا آیه های جنون یهود )
صهیونیست ها قاتلان کودکان
پديده عروسك باربي
معادله جنگ
تسلط فرهنگي صهيونيسم بر سینمای جهان
آينده تاريک "اسرائيل"
سازمان اطلاعات نظامی رژيم صهيونيستی
سرنوشت مزدوری که "تاريخ مصرفش گذشت"!
اهداف و انگيزه های دشمن از بازداشت رئيس پارلمان فل
صهيونيسم مسيحی يا صهيونيسم آمريکايی؟
اژدها و دم و بچه اش!
یهودی نازی!
"به كدامين گناه كشته شد"
صهیونیزم مورد نفرت یهودیان
تقلب در تمدن: راهکارهای صهيونيستی برای فرار
محافظت از سایتهای تاریخی یهودیان
جنگ در انديشه نظامي اسرائيل
مظلوميت مسلمانان در اروپا تحت الشعاع اجلاس برلين
سگهاي شارون براي شکار بيرون آمده اند!؟
تهديد هسته اي رژيم صهيونيستي
صهیونیزم مسیحی
جنایت صبرا و شتیلا، محصول مشترک آمریکا و اسراییل
نا بودی غده سرطانی
تحریف تفکر مهدویت
يهودی از قربانی تا ..............
روایت مصور جنایات آدمکشان اسراییلی (قانا)
ماجرای هولوکاست
گوشه ای از جنایات صهیون ها
حقیقت آزادی بیان در آمریكا
چگونگی و اهداف تشکیل اسرائیل
انواع جاسوسان اسرائیل و مأموریتهای آنها
وجه تشابه سر عبدالبهاء و سر سلمان رشدی در چیست
يهوديان ضدصهيونيزم نابودي اسرائيل عمل به تورات است
تورات و عهد عتیق
ترور حسن نصر الله
جوانان یهودی
فريب و خيانت
سیلی محکم مقاومت بر صورت بوش!
كابوس بزرگ « اولمرت» !
فلسطین در سال صفر
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY