سرنوشت مزدوری که "تاريخ مصرفش گذشت"!

مرکز اطلاع رسانی فلسطین

روزنامه هاآرتص یک هفته پیش گزارشی منتشر کرد که به رغم آنکه هدف از آن توجه مجدد افکار عمومی صهیونیست ها به موضوع "همکاران اسرائیل" (مزدوران) بود تا آنکه "جواب خوبی با بدی داده نشود" و سرنوشت آنها در "اسرائیل" در هاله ای از ابهام قرار نگیرد و سرنوشت فلاکت بار آنها انگیزه ای برای کاهش تمایل افراد به مزدوری گری برای رژیم صهیونیست نباشد، اما این گزارش از یک زاویه دیگر نیز قابل بررسی است و آن اعترافات یک مزدور است که در باتلاق خیانت گرفتار شده است. این گزارش سرنوشت یک مزدور را که اکنون حتی در "اسرائیل" نیز به زندان افتاده است، نشان می دهد، زیرا تاریخ مصرفش گذشته است و "اسرائیل" دیگر نیازی به او ندارد و حتی تاریخ ننگین خیانتش به ملتش و خدمات بی شمارش به دشمن نیز شافع او نشده است.

این گزارش به دست داشتن این خیانتکار در شمار زیادی از جنایت های اشغالگران اشاره دارد که افشای محل اختفای شماری از اسیران فلسطینی فرار کرده از زندان الرمله، اطلاع دادن محل پنهان شدن شماری از فلسطینیان مبارز تحت تعقیب اشغالگران به نیروهای امنیتی رژیم صهیونیستی و حتی دستگیری مبارزان و به اشتباه انداختن آنان برای تسهیل بازداشتشان به وسیله نیروهای اشغالگر صهیونیست و کمک به آزادی یک پلیس صهیونیستی که به وسیله نیروهای مقاومت به اسارت در آمده بود و نیز دادن نام مجری حمله به خودرو دیوید لیوی از وزرای رژیم صهیونیست به مقامات امنیتی رژیم صهیونیستی و فروش اراضی عرب ها در قدس و الخلیل به شهرک نشینان صهیونیست و خیانت های دیگر از آن جمله است.

"رامی برهوم" از بزرگ ترین مزدورانی است که گفته می شود که او در دهه هشتاد قرن بیستم میلادی در اوج مزدوری گری برای صهیونیست ها بود به "پادشاه الاغوار" مشهور گردید. این ها را مناخیم مور وکیل مدافع برهوم گفته است. مور 30 سال در سازمان های امنیتی رژیم صهیونیستی مشغول کار بود و پس از آن با یادگیری حقوق، شغلش را تغییر داد.

"او یک مزدور آشکار بود که فرمانداران نظامی رژیم صهیونیستی در مناطق فلسطینی نشین و سازمان امنیت کل رژیم صهیونیستی و پلیس این رژیم سود زیادی از همکاری وی بردند. همه نظامیان صهیونیستی که در منطقه اریحا و دشت الاغوار در شرق کرانه باختری خدمت کرده اند، او را می شناسند. او از جمله اندک کسانی بود که خدمات زیادی به "اسرائیل" ارائه کرد. اما امروز و در سن 48 سالگی کاملا احساس بیهودگی می کند و به بیماری های قند خون و سل مبتلاست و به تنهایی قادر به راه رفتن نیست و احتمال می رود که در زندان های رژیم صهیونیستی بمیرد، بدون آنکه کسی حاضر به کمک به او باشد.

پس از بیش از 20 سال، برهوم و مور یک بار دیگر با یکدیگر ملاقات کردند. مور داوطلب شده است تا درخواستی برای آزادی زودتر از موعد برهوم به سبب وضع وخیم جسمی اش به دادگاه ارائه دهد، اما او اکنون به بیماری سخت سل مبتلاست.

برهوم در اریحا و از پدر و مادری فلسطینی به دنیا آمد. خانواده اش در سال 1967م. مجبور به پناهندگی به اردن شد. سازمان های امنیتی رژیم صهیونیستی راه خیانت به ملت فلسطین را به برهوم آموختند.

برهوم می گوید که سرنوشتش را از ابتدای دهه هفتاد میلادی به رژیم صهیونیستی پیوند زده است. او شناسنامه اش را دستکاری کرد تا بتواند در پلیس استخدام شود. او می گوید یک روز شنید که یک تیم فدایی از فلسطینیان در محلی کمین کرده است. او به نزد آنان رفت. اعضای تیم هنگامی که او را دیدند فکر می کردند او بچه ای بیش نیست و از او خواستند مسیری را که به مرز اردن منتهی می شود به آنها نشان دهد. او راه را به آنان نشان داد، اما فورا به نزد نیروهای امنیتی رژیم صهیونیستی رفت و موضوع را به آنان اطلاع داد. بعدها مشخص شد که این تیم گروهی از اسیران فلسطینی بودند که موفق شده بودند از زندان الرمله فرار کنند. نیروهای صهیونیستی این گروه را دستگیر کرد و آنها را به زندان بازگرداند.

برهوم می گوید: آن زمان کار یک گردان کامل را برای صهیونیست ها انجام می دادم و ارتش اسرائیل نیز به خوبی از این مسأله آگاه بود. همه نظامیان صهیونیست از الاغوار گرفته تا رام الله مرا می شناسند. من به تنهایی وارد خانه فلسطینیان تحت تعقیب سازمان های امنیتی رژیم صهیونیستی می شدم و آنان را وادار به تسلیم خودشان به صهیونیست ها می کردم و نمی گذاشتم که نیروهای صهیونیستی وارد اردوگاه ها شوند.

یک بار یکی از افراد تحت تعقیب از تسلیم کردن خود به نظامیان صهیونیست خودداری کرد تا مبادا در صورت موافقت با همراه شدن با برهوم به خیانت متهم شود، اما برهوم او را دستگیر کرد و او را با زور داخل صندوق عقب خودروش گذاشت و به نیروهای امنیتی تحویل داد.

برهوم می گوید: آنها (اسرائیلی ها) به جای تشکر از من، قصد داشتند که مرا به سبب قرار دادن زندانی در صندوق عقب خودرو، محاکمه کنند.

هنگامی که اسحاق رابین نخست وزیر وقت رژیم صهیونیستی به نیروهای امنیتی دستور داد که حق ورود به مسجدی را که شماری از افراد تحت تعقیب در آن حضور داشتند، ندارند و این دستور نیز قاطع بود، نیروهای امنیتی با برهوم مشورت کردند و او نیز از این که در این کار نقشی ایفا کند، بسیار شادمان شد و یک سالمند را به همراه خود برد و وارد مسجد شد. هنگامی که مشخص شد فقط یک نفر در داخل مسجد سنگر گرفته است، روی او داد کشید و مدعی شد که مانع از اقامه نماز جمعه مردم در مسجد شده است و او را قانع کرد که از پنجره پشتی مسجد فرار کند. شماری از نظامیان صهیونیست هم در محل حاضر بودند و به محض فرار جوان، او را زخمی و دستگیر کردند.

یکی از اعضای سازمان کل امنیت رژیم صهیونیستی با نام مستعار "مشغل" از همکاری برهوم با سازمان امنیت تشکر و همه سخنان او را تایید کرد. او داستان دیگری را یادآور می شود و می گوید که هنگامی که یک پلیس صهیونیستی به نام "حاییم ناوون" به دست مبارزان فلسطینی در منطقه الاغوار به گروگان گرفته شد، این پلیس با همکاری برهوم آزاد گردید.

برهوم با اشاره به "دیوید لیوی" وزیر صهیونیستی در اثنای عبورش از جاده ای در دشت الاغوار که به زخمی شدن او انجامید، گفت: برهوم نیم ساعت پس از حادثه نیروهای امنیتی را به در خانه مجری عملیات برد.

در سال 1994 و اندکی پیش از امضای توافق اسلو، از برهوم خواسته شد که اریحا را ترک کند تا مبادا هدف حملات انتقام جویانه اسیران آزاده فلسطینی و فعالان گروه های مبارز قرار گیرد به همین سبب به همراه زن و پنج فرزندش به شهر قدس منتقل شد و تابعیت "اسرائیلی" و مجوز حمل سلاح گرفت.

پس از انتقال به بیت المقدس، کمیته ای به نام "حقوق مزدوران فلسطینی در اسرائیل و مناطق تشکیلات خودگردان" تشکیل داد. در آن زمان کمیته با استقبال رسانه ها و مطبوعات مواجه شد، اما این امر به مذاق سازمان های امنیتی خوش نیامد و همین امر موجب شد که دفتری به نام اداره امور "همکاران" (مزدوران) تشکیل دهد.

در این مرحله بود که زنش او را ترک و با یک مزدور دیگر فرار کرد.

برهوم از زمان ورودش به قدس به کار دلالی فروش اراضی عربی در منطقه قدس و الخلیل به شهرک نشینان صهیونیست مشغول شد. او فقط پوششی بود برای آنکه مشخص نشود این زمین ها به یهودیان فروخته می شود.

در سال 1996م. به ارتکاب جعل و تزویر دستگیر و به دو سال و نیم زندان محکوم شد. یک سال از دوره حبسش نگذشته بود که در سال 2005 میلادی یک پرونده دیگر وی از سال 1996م. به جریان افتاد و او بار دیگر به ارائه مدرک جعلی به دیوان عالی رژیم صهیونیستی متهم شد. به همین سبب به شش ماه دیگر حبس محکوم شد. درباره این حوادث می گوید که آنها این مدت را عمدا به حبس وی افزودند تا از دایره "بازپروری زندانیان" که افراد محکوم به 3 سال بیشتر حبس از آن محروم می شوند، دور بماند.

وضع جسمانی برهوم در زندان رو به وخامت گرایید، زیرا او به بیماری قند خون مبتلاست و به همین سبب درحال از دست دادن دید خود است. مور وکیل مدافع برهوم در سال 2005 میلادی برای نخستین بار با او در زندان الرمله دیدار کرد.

مور درباره این دیدار می گوید: ما خیلی با هم حرف زدیم، برهوم در تمام این مدت سرفه می کرد".

چند روز بعد، برهوم با مور تماس گرفت و گفت که او به بیماری سل مبتلا شده است. بعدها آزمایش های پزشکی نشان داد که این بیماری حتی به مور هم سرایت کرده است.

اظهارات مور وکیل مدافع برهوم نشان دهنده سیاست کلی رژیم صهیونیستی در بی توجهی به مشکلات بهداشتی و درمانی اسیران و زندانیان و امتناع از رفع این مشکلات است. مور می گوید: برهوم چند ماه پیش از آنکه بیماری اش مشخص شود، از افزایش درجه حرارت و عرق زیاد و سرفه به شدت رنج می برد و این ها نشانه های اولیه بیماری سل است، اما هیچ کس به او توجهی نکرد و وضع او هر روز وخیم تر شد و همزمان با دیگران هم دیدار می کرد که وکیل مدافعش هم از آن جمله بود و به همین سبب بیماری به آنها هم منتقل شد.

برهوم 11 ماه را در بخش بیماری "سل" مرکز پزشکی زندان الرمله بستری بود، همه اتاق های این بخش خالی بود و او به تنهایی در آنجا حضور داشت و نه کسی را می دید و نه کسی به او سر می زد.

بنابر گزارش های زندان، از زمانی که بیماری سل برهوم از سوی پزشکان تایید شد (در تاریخ 27/9/2005م.) او را به بخش بیماری سل بردند تا مداوا شود، اما او با مداوای خود که می تواند عوارض جانبی خطرناکی داشته باشد، مخالف است.

مور و برهوم احتمال می دادند که برهوم پس از گذراندن دو سوم از مدت محکومیتش آزاد شود، اما کمیته مسئول بررسی کاهش یک سوم مدت حبس، با این کار به سبب وجود پرونده هایی علیه وی از جمله خشونت علیه خانواده در دهه های هفتاد و هشتاد میلادی مخالفت کرده است. مضاف بر آنکه پرونده ای از سال 1998م. علیه او در جریان است و آن را نیز به پرونده های دیگرش ضمیمه کرده اند. او همچنین در گذشته چندین بار زندانی بوده است. مدیریت زندان حتی با دادن مرخصی زمان تعطیلات به برهوم مخالفت می کند. دادگاه مرکزی رژیم صهیونیستی نیز با عدم کاهش مدت یک سوم حبس برهوم مخالفت کرده است.

به گفته برهوم، چند فقره حبسی که در گذشته داشته با هماهنگی سازمان امنیت بوده است، زیرا سازمان امنیت رژیم صهیونیستی از او برای جاسوسی علیه زندانیان سیاسی (در جریان بازجویی ها) استفاده می کرده است. او در این مدت در اتاق هایی به نام اتاق ننگ که اسیران فلسطینی به آنها "عصافیر" می گفتند، مستقر می شد. اما حضور این شکلی او در زندان هم برایش سابقه جنایی به حساب آمد تا مانع از استفاده وی از بخشودگی یک سوم حبس شود.

برهوم همچنان تاکید می کند که تحت تعقیب است. او می گوید: در زندان به سر می برم بدون آنکه حتی بتوانم از تعطیلی و مرخصی استفاده کنم و حتی یک سوم دوره زندانم هم کاهش نیافته است و حال آنکه اکنون به شدت بیمار هستم، این ها فقط بدان سبب است که ما با تشکیل کمیته "همکاران" (حمایت از مزدوران) مقامات شاباک را عصبانی کردم. "اسرائیل" در رفتارش با "همکاران" خوبی های گذشته ما را فراموش کرده است. این افراد در مناطق تشکیلات خودگردان اعدام می شوند و در "اسرائیل" هم به خیابان ها انداخته می شوند و در اتوبوس ها می خوابند. به خاطر این رفتار، هیچ کس حاضر نیست با "اسرائیل" همکاری کند و به همین دلیل است که 4 ماه می گذرد و هنوز خبری از محل اسارت گلعاد شالیت مشخص نیست.

برهوم پس از جدا شدن از زن نخستش، که با یک مزدور دیگر فرار کرد، با یک دختر اوکراینی آشنا شد و در سال 2002 با وی ازدواج کرد. آن دو به همراه هم و پنج فرزند برهوم در قدس زندگی کردند، اما این دختر اخیرا از سوی پلیس رژیم صهیونیستی دستگیر شد و به دلیل اقامت غیر قانونی در "اسرائیل" به کشورش بازگردانده شد.

برهوم در این باره می گوید: اداره بازپروری زندانیان نیز او را تحت تعقیب قرار داده است. او می افزاید، پلیس زنش را دو ماه پیش (پنج ماه پیش از آزادی برهوم) به اوکراین تبعید کردند. اعضای اداره بازپروری زندانیان مدتی پیش به خانه اش رفتند و با آن دختر آشنا شدند و به او در پرداخت اجاره خانه کمک کردند، اما اکنون به جای آنکه در "اسرائیل" به او اقامت بدهند، او را اخراج کردند. برهوم شاباک را مقصر می داند، زیرا این گونه تصمیم ها از سوی مقامات شاباک اتخاذ می شود. شاباک با او (زن جدیدش) در ارتباط بود و به او قول داده بودند که پس از گذشت 5 سال از اقامتش به او تابعیت می دهند.

پس از اخراج زنش از فلسطین اشغالی، دادگاه حکم به عدم اخراجش داد، اما این حکم دیر صادر شد و رامی برهوم اکنون شکار زندان و مرض قند خون و بیماری سل است.

اکنون و در حالی که جز چند سرفه ای در سینه اش باقی نمانده است، سازمان های امنیتی رژیم صهیونیستی احساس می کنند که دیگر نیازی به مزدوری و خیانت های برهوم ندارد. به قول نویسنده گزارش، برهوم پس از آنکه خدمت خود را به صهیونیست ها به پایان رساند، به زندان سپرده شد و به نظر می رسد که او دیگر هیچ ارزشی برای مقامات صهیونیست ندارد و تنها روزنامه صهیونیستی "هاآرتص" است که گزارشی 2500 کلمه ای از او منتشر می کند که این شاید آخرین خدمت او به صهیونیست ها باشد! و البته برای کسانی که خواهان عبرت گرفتن از زندگی او هستند نیز مفید است!

 


 

نوشته شده توسط تهیه کننده و مدیر وبلاگ محمود صادق در شنبه دوم تیر 1386 ساعت 1:8 موضوع سرنوشت مزدوری که "تاريخ مصرفش گذشت"! | لینک ثابت