با سمه تعالی


از زمان آغاز چالش ميان عرب ها و "اسرائيلي ها"، سياست هاي نظامي و امنيتي "اسرائيل" صبغه اي هجومي داشته است و صهيونيست ها از سال 1948 تا کنون آغازگر 4 جنگ بزرگ با عرب ها بوده اند که البته بايد به اين تعداد، شمار زيادي عمليات نظامي گسترده ديگري را نيز افزود؛ اين در حالي است که طرف عربي تنها يک بار جنگ را شروع کرده است که آن هم در سال 1973 و با حضور کشورهاي سوريه و مصر بوده است، ضمن آنکه شمار عمليات هاي گسترده نظامي که طرف عربي بر ضد "اسرائيل" به راه انداخته، بسيار اندک بوده است.

به نظر مي رسد که مقامات سياسي و نظامي "اسرائيل" ميان دو مقوله سياست و امنيت تمايز قائل شده و بيشترين اولويت را به مقوله هاي امنيتي و نظامي اختصاص مي دهند و مقوله سياست در درجه دوم اهميت قرار دارد. يکي از مهم ترين انديشه هاي حاکم بر جامعه صهيونيستي اين است که هيچ نوع تعارض منطقي ميان به کارگيري عملي از نيروي نظامي و ي در فکر به کارگرفتن آن وجود ندارد و فاکتورهاي امنيتي با توجه به نظر و ديدگاه صهيونيست ها مقدم تر از فاکتورها و مسائل سياسي هستند و ادامه حيات "اسرائيل" با توسل به قدرت خاص آن بسيار مهم تر از سازش مسالمت آميز با کشورهاي عربي به شمار مي رود.

در ماجراي منازعه عربي و "اسرائيلي" هميشه ترازوي قدرت و توان نظامي به سمت "اسرائيل" سنگيني کرده و مي کند و هر دو طرف اين منازعه به اين نابرابري قدرت اعتراف دارند، البته پيچيدگي مساله عدم توازن قدرت به حدي است که ابعاد استراتژيک آن را نمي توان به سادگي سنجيد.

اگر نگاهي به فعاليت هاي نظامي "اسرائيل" بيافکنيم، به اين نتيجه مي رسيم که "اسرائيل" از نظر حجم و نوع سلاح هايي که در اختيار دارد، بر تمامي همسايه هاي عرب خود برتري دارد و علاوه بر اين از سلاح اتمي برخوردار است که درباره اهميت آن بايد گفت اين سلاح در نهايت به عنوان يک عنصر تعيين کننده در چالش "اسرائيل" با ديگر کشورهاست؛ از همين رو، با نظر به گرايش هاي تهاجمي غالب بر تفکر نظامي صهيونيست ها و همچنين وجود شکاف عظيم و رو به گسترش در توازن قدرت نظامي ميان دو طرف و بي نتيجه ماندن تلاش ها براي رفع اين شکاف، باعث شده است که آغازگر جنگ مستقيما اسرائيل باشد.

در همين راستا دکتر محمد قدري سعيد برخي از چارچوب هاي کلي فعاليت هاي تسليحاتي "اسرائيل" را اين گونه بر مي شمارد:

1ـ "اسرائيل" و ايالات متحده از سال 1979 با امضاي توافق نامه مربوط به همکاري هاي استراتژيک در زمينه مسائل دفاعي که بعدها و در 14 دسامبر سال 1987 توسط اسحاق رابين به مدت ده سال تمديد شد، روابط تنگاتنگي در زمينه تسليحاتي با هم برقرار کردند.

توافق نامه 1979 اين اجازه را به "اسرائيل" و نهادهاي پژوهشي و صنعتي اش مي داد که از وضعيت نظامي مشابه کشورهاي عضو پيمان ناتو برخوردار باشد و بتواند تکنولوژي هاي جديد را منتقل کرده و در برنامه هاي پژوهشي نظامي نيز مشارکت داشته باشند.

توافق نامه نظامي مذکور سود فراواني را براي طرف "اسرائيلي" داشت و "اسرائيل" توانست از تجربيات آمريکا در زمينه هاي جنگ الکترونيکي، توليد مهمات، موشک هاي ضد تانک و همچنين کلاهک هاي موشکي قابل هدايت با اشعه ما دون قرمز استفاده کند.

2ـ از ديگر مسائل مهم و شايان توجه، بايد به برتري جهاني "اسرائيل" در زمينه توليد و پيشرفته سازي هواپيماهاي بدون خلبان اشاره کرد. در حال حاضر زرادخانه هاي "اسرائيل" انواع مختلفي از اين هواپيماها را توليد مي کنند که برخي از آنها فاصله کمتر و برخي فاصله زيادتري ( تا 100 کيلومتر ) را طي مي کنند.

هواپيماهاي بدون خلبان براي عمليات شناسايي و همچنين تعيين هدف به کار مي رود، ضمن آنکه مي توان از آن براي هدف قرار دادن برخي مواضع طرف مقابل استفاده کرد.

گفتني است که رژيم صهيونيستي، از انواع مختلف هواپيماهاي بدون خلبان خود (ماستيو، مازلات و بايونر) در شناسايي سايت هاي موشکي سوريه در دشت "بقاع" استفاده کرد و هواپيماهاي بدون خلبان "اسکات" اين رژيم موفق شدند که به صورت مستقيم تصاوير نتايج حمله هوايي ارتش "اسرائيل" به سايت هاي موشکي سوريه را به تل آويو ارسال کنند. ضمنا در حال حاضر دولت عبري در تلاش است که انواع جديدتري از اين هواپيماها را توليد کند که از حجم کوچک تر و قيمت پايين تري برخوردار باشد.

3ـ از ديگر فعاليت هاي تسليحاتي "اسرائيل" نيز بايد از پيشرفته سازي جنگنده بمب افکن "لاوي" ياد کرد. صهيونيست ها به کمک اين طرح توانستند بسياري از تجربيات پيشرفته تکنولوژيکي آمريکا در زمينه مسائل الکترونيکي، رايانه اي و همچنين مهندسي پرواز را به خدمت بگيرند و به طور کلي باعث افزايش سطح کيفي طرح هاي تسليحاتي خود شوند.

طرح پيشرفته سازي هواپيماي "لاوي" يکي از بزرگ ترين طرح هاي تسليحاتي صهيونيست ها به شمار مي رود.

هنگامي که طرح مذکور در سال 1980 آغاز شد، هدف اصلي آن ساخت هواپيمايي بود که با خواسته هاي تاکتيکي و نظامي "اسرائيل" در دهه 90 همخواني داشته باشد و در آن از تجارب جنگي اکتبر 1973 "اسرائيل" نيز استفاده شود. ضمنا از ديگر اهدافي که "اسرائيل" از اجراي طرح مذکور دنبال مي کرد، ايجاد يک پايگاه پيشرفته صنعتي بود که مي توانست ضامن حفظ برتري اسرائيل در زمينه تکنولوژي جديد باشد.

گفتني است که تل آويو با وجود آنکه تکنولوژي طراحي هواپيما را در اختيار داشت، ولي اجراي طرح پيشرفته سازي هوايپماها مستلزم مشارکت حدود 80 شرکت آمريکايي و وارد کردن تجهيزات هواپيمايي بود. طرح مذکور 2/2 ميليارد دلار هزينه برداشت که ايالات متحده 8/1 ميليارد دلار آن را پرداخت کرد، ولي اين طرح ـ پس از بحث و جدل هاي فراوان در دولت عبري ـ به خاطر مسائل اقتصادي به مرحله اجرا نرسيد.

4ـ توجه فراوان "اسرائيل" به توليد کلاهک هاي جنگي از جمله کلاهک هاي انفجاري ـ ارتعاشي با توان تخريبي بسيار بالا و همچنين کلاهک هايي که قابليت انتقال بمب را دارند، از ديگر مقوله هاي حائز اهميت در فعاليت هاي تسليحاتي "اسرائيل" است.

5ـ موفقيت "اسرائيل" در پيشرفته سازي موشک هاي دوربرد بالستيک خود موسوم به "اريحا 2" که برد آن به 1450 کيلومتر مي رسد، از ديگر پيشرفت هاي چشم گيرش در مسائل تسليحاتي است.

بي گمان تل آويو اهميت خاصي را براي پيشرفته سازي اين نوع موشک قائل است چرا که به "اسرائيل" اجازه مي دهد که مواضعي را در عمق خاک کشورهاي عربي هدف قرار دهد. ضمنا تجهيز موشک "اريحا 2" به کلاهک هاي جنگي پيشرفته، کار "اسرائيل" را در هدف قرار دادن مواضع بسيار دور آسان تر مي سازد.

در مورد حملات "اسرائيل" به مواضع فلسطيني ها در تونس و نيروگاه هسته اي عراق، گفته مي شود که اين حملات با استفاده از يک سناريوي پيچيده و توسط هواپيماهاي جنگنده تل آويو انجام گرفت، در حالي که مي توان اين ماموريت نظامي را امروزه با دقت و بدون هيچ گونه خطري با استفاده از موشک هاي دوربرد "اريحا 2" انجام داد.

ضمنا موشک هاي مذکور اين توانايي را دارند که در هنگام آغاز عمليات، ضربات ناگهاني و مهلکي را به فرودگاه هاي جنگي طرف مقابل وارد آورند و حتي هواپيماها را در داخل آشيانه هايشان هدف قرار دهند.

6ـ از ديگر فعاليت هاي تسليحاتي "اسرائيل" بايد به امضاي پروتوکل همکاري هاي فني با ايالات متحده و پژوهش هاي مربوط به دفاع استراتژيک و همچنين پيشرفت هاي علمي و تکنولوژيکي اشاره کرد.

امضاي پروتوکل مذکور به "اسرائيل" اجازه داد که به تکنولوژي مدرن در زمينه اشعه ليزر و آخرين دست آوردها در زمينه علوم کامپيوتر و برنامه نويسي و هم چنين مهندسي ساخت موشک دست يابد.

7ـ دست يابي به نسل جديدي از مهمات جنگي يکي ديگر از موفقيت هاي "اسرائيل" در اين عرصه است. موشک هاي هوا به هوا، هوا به زمين، موشک هايي که قابليت هدايت با ليزر، رادار و اشعه مادون قرمز را دارند، همگي جزئي از اين مهمات جنگي به شمار مي روند.

ضمنا اگر نگاهي به سلاح هاي پيشرفته شيميايي و بيولوژيکي که دولت عبري در اختيار دارد، بيافکنيم به اين نتيجه روشن و مبرهن خواهيم رسيد که "اسرائيل" از زمان شکل گيري توجه زيادي به اين نوع سلاح ها داشته است و با نظر به اينکه توليد سلاح هاي مذکور در مقايسه با توليد سلاح هاي هسته اي بسيار ساده تر است، در حال حاضر "اسرائيل" تلاش مي کند که يک پايگاه عظيم توليد سلاح هاي شيميايي و يک مرکز علمي و پژوهشي ويژه توليد اين گونه سلاح ها را تاسيس کند و در همين راستا از دانشمندان يهودي که در سرتاسر جهان پراکنده اند و روابط علمي در زمينه صنعت توليد مواد شيميايي با "اسرائيل" دارند، کمک مي گيرند.

از مهم ترين کارخانه هاي فعال در زمينه توليد مواد شيميايي در "اسرائيل" مي توان به موارد ذيل اشاره کرد:

ـ کارخانه توليد گازهاي شيميايي جنگي در شرق "الناصره"

ـ کارخانه توليد مواد شيميايي "آسيا" در منطقه "بتاح تکفا"

ـ کارخانه توليد مواد شيميايي "مختئيم" در تل آويو

ـ کارخانه توليد مواد شيميايي "دوريت" در قدس

ـ کارخانه توليد مواد شيميايي "هايل" در حيف

"اسرائيل" در حال حاضر گازهاي شيميايي جنگي به ويژه گازهاي اعصاب، گازهاي تاول زا، گازهاي خفه کننده و گازهاي فلج کننده که مهمترين آنها گاز فسژن است، توليد مي کند و از وسايل مختلفي همچون هواپيما، موشک و خمپاره براي پرتاب اين بمب ها استفاده مي کند.

ضمنا توانايي هاي "اسرائيل" در توليد بمب هاي بيولوژيکي دست کمي از توانايي اش در توليد بمب هاي شيميايي ندارد. در حال حاضر دولت عبري برنامه هايي براي توليد سلاح هاي بيولوژيک دارد و يک کارخانه دولتي را که شماري زيادي از داشمندان در آن فعاليت و آخرين نظريات علمي را بررسي مي کنند، به اين کار اختصاص داده است و علاوه بر اين همکاري هايي ميان تل آويو و واشنگتن در زمينه توليد توکسين نيز وجود دارد.

در اين ميان توجه به اين نکته نيز ضروري مي نمايد که "اسرائيل" در حال حاضر بمب هاي بيولوژيکي حامل بيماري هاي قارچي و ويروسي مانند سياه زخم، وبا، طاعون، آبله و تب زرد را نيز توليد مي کند.

گفتني است که "اسرائيل" با وجود آنکه در جنگ سال 1973 از بمب هاي شيميايي و بيولوژيکي استفاده نکرد، ولي در هنگام حمله اش به لبنان مواردي از استفاده از گاز سيانور و سلاح هاي شيميايي توسط "اسرائيل" مشاهده شد.

در نهايت در مورد احتمال اينکه "اسرائيل" جنگي را عليه کشورهاي عربي همسايه خود به راه بياندازد، بايد گفت که فاکتورهاي زيادي در اين مسئله دخيل هستند که محمد عبدالسلام در کتاب خود با نام "السياسه الدوليه" (سياست جهاني) مهم ترين آنها را اين گونه بر مي شمارد:

1ـ برپايي يک حکومت تندروي اسلامي در يکي از کشورهاي مجاور اسرائيل:

برپايي چنين حکومتي ـ بر اساس تصورات دولت عبري ـ ممکن است امنيت "اسرائيل" را به خاطر رفتارهاي احتمالي اش به خطر بياندازد و اين مسئله نيز در نهايت باعث آغاز يک جنگ تمام عيار شود.

2ـ اگر يکي از کشورهاي عربي مفاد پيمان نامه هاي صلحي را که با اسرائيل امضا شده و يا خواهد شد، زير پا بگذارد و اين اقدامش با تحرکات نظامي که ممکن است تهديدي براي امنيت "اسرائيل" به شمار رود، همراه باشد، ممکن است باعث جنگ ميان دو طرف شود.

3ـ در توازن استراتژيک موجود در منطقه خللي وارد شود و اين هم در صورتي است که يک و يا چند کشور همسايه "اسرائيل" به سلاح هاي کشتار جمعي دست يابند و بخواهند ائتلافي را بر ضد "اسرائيل" تشکيل داده و با اقدامات نظامي خود، امنيت اسرائيل را تهديد کنند که در اين صورت نيز احتمال جنگ وجود دارد.

در تمامي حالت هاي مذکور ـ بر اساس تفکر اسرائيلي ها ـ ممکن است دولت عبري فکر جنگ را در سر پرورانيده و در اين راستا گام هايي بردارد.

 

نويسنده: مصطفي رجب


 

نوشته شده توسط تهیه کننده و مدیر وبلاگ محمود صادق در جمعه پنجم آبان 1385 ساعت 2:53 موضوع جنگ در انديشه نظامي اسرائيل | لینک ثابت